رطوبت ، مرضهاى كثير مختص شده ، آنچه نام دارد ، در اين جا مذكور مىشود .
فصل اوّل : در رَمَد .
و آن ورم ملتحمه است . اگر از خون باشد ، چشم سرخ و گران و پر درد بود و چرك بسيار آيد . و اگر از صفرا بود ، سوزش بسيار كند با درد و چرك بسيار نيايد . و اگر از بلغم بود ، ورم سپيدى زند و منتفخ باشد ؛ چرك و اشك بسيار آيد . و اگر از سودا بود ، ورم صلابت زند و منتفخ نباشد و چرك هيچ نيايد ، امّا پلك بر هم نرسد و چشم گران باشد و با صداع بود . و اگر از ريح بود ، ثقل اصلًا نباشد و چرك نبود .
علاج : تنقيه حسب آن ماده نمايند و پيش از فصد و مسهل ، دوا به چشم نرسانند . امّا آن جا كه سبب خفيف است ، خفيف باشد دو سه روز ، بعد ، دوا ماليدن بى تنقيه مجوّز است . و بهترين اطليه در رمد گرم ، حُضُض مكّى است با شيردختران حل كرده ، در چشم و بالاى او طلاء كنند . و آن جا كه درد شديد بود ، افيون اندكى نيز ضمّ نمايند و ذرور چشخام در همهء اقسام رمد نفع تمام دارد ، پس از چند روز استعمال بايد كرد و اجتناب از گوشت و هر آنچه بخار انگيزد ، لازم دانند . صفت ذرور چشخام كه به هندى چاكسو گويند ، مقشّر كنند و در سرگين خر پخته يا بدون آن ، دو حصّه بگيرند و از نبات مصرى و از ماميران چينى ، يك يك حصّه و همچون غبار سازند و در چشم اندازند به طريق ذرور . و انزروت مدبّر با شير خر اگر بدل ماميران كنند ، مىشايد .
فايده : رمد عظيم كه در چشم اطفال افتد ، مسمّاست به وردينج . و حجامت پس سر و زالو چسبانيدن بر بناگوش ، اثر كلّى دارد و ذرور مذكور ، سودمند .
فصل دوم : در طَرْفَه .
و آن نقطهء خون است كه بر ملتحمه افتد . علاج : قطرهء خون بال كبوتر يا بطّ ، تنها يا با گِل ارمنى آميخته ، بچكانند و كندر بسوزند و دود آن برسانند . اما اگر سبب قوى بود ، نخست رگ زنند و محاجم نهند و مسهل دهند .
فصل سوم : در ظُفره ؛
يعنى ناخنه . علاج : از نمك طبرزد كه نمك لاهورى