تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بايد كرد ، باز بايد بست و همين سان بايد كرد تا يقين شود كه جراحت محكم بسته شد ، و در اين ميان محافظت بايد كرد تا به اعتدال باشد . صفت لازق : دَم‌ُالاخوين ، انزروت ، شَبّ يمانى ، قَلْقَطار ، اقاقيا ، جلنار ، صِبْر ، كندر ، هر يك ، يك درم ؛ صمغ عربى ، دو درم ؛ همه را بكوبند و به حرير بيزند و به سپيدهء بيضهء مرغ بسرشند و با پشم خرگوش يابا خانهء عنكبوت كه پاك كرده باشند ، بيالايند و در جراحت فرو گذارند و در ميان پوست با ميل در كرده و بالاى پوست نيز بگذارند گرداگرد ، پس ببندند به عِصابه و پايها و دست دوم را بسته دارند تا خون بدان جانب مايل باشد .

فصل سوم : در حجامت و ارسال عَلَق .

بدانند كه حجامت و عَلَق ، كودكان را به جاى فصد است و بى ضرورت نشايد كرد . و بالا گفته شد كه بعد از شصت سال ، حجامت منع كرده‌اند و پيش از دو سال نيز جايز نيست . و بهتر آن است كه روز چهاردهم و پانزدهم از ماه حجامت نكنند و بهترين ايام ، شانزدهم و هفدهم باشد و بهترين احيان ، ساعت سوم از روز ؛ يعنى يك پاس روز بر آمده . و پس از حمام ، حجامت نكنند مگر كسى كه خون او غليظ باشد كه چون از حمام برآيد ، يك ساعت بياسايد بايد كه وضع محاجم نمايد . و هر گاه در عضوى مادّه جمع آيد و كثير باشد تا كه فصد نكرده باشند ، تنقيه به نفس عضو نبايد كرد . و حجامت پس سر ، سر را پاك كند و بر نقرهء گردن خليفهء اكحل باشد اما نسيان آرد ؛ بهتر آن است كه فروتر از نقره كنند . و ميان شانه‌ها ، خليفهء باسليق است ، ليكن معده را ضرر دارد و خفقان آرد ، اندكى بالاتر بايد كرد و بر ساق ، خليفهء صافن است . حجامت بلاشَرْط بهر جذب بخار به كار آيد و امالهء ماده نيز نمايد ؛ امّا عَلَق آن جا به كار آيد كه حجامت نتوان كرد و تحمّل شَرْط زدن نباشد .

فصل چهارم : در مُنْضِجات .

بدان كه نُضْج ، پختن را گويند و پختن خلط ، آن است كه هر خلط بايد كه به قوام معتدل آيد ، تا نزد تنقيه وى به دوا به آسانى بر آيد . پس خلطى كه غليظ است ، چون بلغم غليظ و سودا ، نضج وى آن است كه قوام او از
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 21 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى