جهيدنش محسوس مىشود ، به احتياط بايد گشود تا نيش به شريان نرسد . حبل الذراع در بعضى دستها رگ باسليق است و در بعضى با رگ اكحل آميخته و گفتهاند كه منفعت وى چون منفعت قيفال است . اما قياس و تجربه نفع آن را به نفع باسليق قرين يافته . ابطى برابر خنصر است و آن را اسْلم نيز گويند بر وزن أَفْعل و وى علّتهاى احشاء و امراض سُفلى را نافع .
أسيلم ، تصغير أسلم است و از ابطى متصل است ، گويا شعبهء آن است و آن را ما بين خنصر و بنصر مىزنند و بعد گشادن ، دست در آب گرم مىگذارند و از دست راست ، امراض جگر و از دست چپ ، امراض طحال و دل را نافع است و شش را از هر طرف كه باشد . و چون از اين رگ ، خون از جگر و دل بيشتر مىآيد ، منع كردهاند كه خون از اين رگ بيشتر نبايد گرفت . صافن بر شتالنگ واقع است ، برابر نر انگشت ، حيض بگشايد و جراحت و خارش ران و خصيه و قضيب را سود دهد و مادّه را از سر فرود آرد . مابض زير زانوست و نافع تر از صافن است و درد احشاء و پشت را مفيد بود و درد مقعد و بواسير و رحم را نافع . عِرْقُ النَّسا رگى است گره دار كه از بستن پاى معلوم مىشود ؛ اگر بر ساق پاى يابند ، بهتر و الّا ما بين بِنْصِر و خِنْصِر ، پشت پاى بگشايند از براى عِرْقُ النَّسا كه مرضى است نفع دارد و قريب به منافع صافن است . چهار رگ عبارت از آن چهار رگ است كه دو بر لب زير و دو بر لب بالا واقعاند ؛ در باطن لبها مىگشايند از نشتر گرد سر ، امراض دهان و لثه را نافع است و ديگر رگها كه زير زبان و بر سر بينى و پس گوش و در گوشهء چشم واقعاند ؛ چون كمتر مىگشايند ، مفصّل مرقوم نكرديم .
فايده : هر گاه نشتر به شريان رسد ، نشانش آن است كه خون سرخ خالص بر آيد و به دَفْق خارج شود و ضعف دل ، آناً فآناً ترقى كند ؛ چون چنين شود ، فوراً سر رگ بگيرند و لازق برآن گذارند و رفاده نهاده ، محكم بندند و دست بر بالش بزرگ ، راست بدارند و اصلًا حركت ندهند و تا ده روز بسته دارند و پس از ده روز به رفق
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: نصيرى
ص٢٠