قَرابادين :
مأخوذ از يونانى است ، كتابى است مشتمل بر نسخههاى متعدد طبّى و طريقهء ساختن آنها .
قَراقر :
صداى شكم را گويند .
قُرحه :
زخم ، جراحت
قَريص :
نوعى غذاست كه از گوشتهاى لطيف ، نظير : ماهى ، جوجه مرغ ، بزغاله ، و غيره درست مىكنند و در آن سركه و ترشى و ادويهء خوشبو مىريزند .
قِشْر :
پوست
قُشَعْرِيره :
حالتى به سبب سوزش مادهء صفرا در بدن ايجاد مىشود كه گويا سوزن در آن فرو مىكنند .
قَصّار :
گازر ، كسى كه پارچهها و لباسها را رنگ مىكند .
قَصَب :
نى
قضَيب :
آلت تناسلى مرد
قُطْن :
پنبه
قَطَنْ :
قسمت اتنهايى كمر انسان
قَفا :
پس سر ، پشت گردن
قُمَّل :
شپش
قوابل :
جمع قابله ، ماماها
قولون :
از
Colon
يونانى گرفته شده است ؛ رودهاى است در بدن انسان ، قسمتى از رودهء فراخ كه شامل سه بخش صاعد و افقى و نازل است .
قوّهء غاذيه :
نيرويى كه غذا را تحليل مىبرد و آن را جزء بدن مىسازد .
قيح :
چرك ، ريم
قيروطى :
دارويى است مركبّ كه در آن از موم و روغن استفاده مىشود .
قيفال :
رگى است در دست و به يونانى به معناى كناره است و چون اين رگ در كنارهء آرنج است آن را قيفال ناميدهاند .