تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
دهند ؛ چون گوشت تمساح ، جهت گزيدن تمساح و گوشت افعى ، جهت گزيدن افعى . چهارم ، آن كه دوايى دهند كه ضد مزاج آن حيوان بود ، چون انگزه كه ضد مزاج كژدم است و مانند آن . پنجم ، آن كه دوايى و عملى كنند كه اخلاط را به حركت آرد و طبيعت زهر را بر سبيل تموّج به پوست افكند و دفع نمايد ، همچون تعريق به ادويهء معرّقه يا به دوانيدن و جز آن و اين تدبير خوف هم دارد . ششم ، آن كه تدبير كنند كه منع انتشار زهر كند و اين چنان باشد كه به جز لَسْع ، عضو ملسوعه را قطع نمايند اگر ممكن بود ، پس داغ دهند يا بالاتر از محلّ لَسْع ، عضو را سخت بندند و ادويهء مخدّره بر آن نهند تا زهر تجاوز نكند . و وضع محاجم بر نفس عضو و مسّ عضو به دهان ، نافع است . و مكنده را بايد كه شكم سير بود و دهان به روغن گل چرب سازد تا مضرّت نكند .

ادويه‌اى كه دافع زهراست :

لاغيه ، شير او گزيدن افعى را نفع تمام دارد . و تخم ترنج ، دو مثقال جميع زهرهاى حيوانات را سود مىدهد . و بار درخت چنار كه تازه بر آمده باشد ، عجيب است . و بطون و معدهء ابن عُرس پاك كرده و به گشنيز بريان ساخته و خشك كرده ، نفع تمام دارد . و سرگين بز ، سوخته خوردن و ضماد كردن اثر كلّى دارد . و پودينه كوهى خوردن و ضماد كردن سودمند است . شير پخته و خام به روغن گاو بر نهند ، سود دهد . و گشنيز سه كف خورانيدن ، لذع زنبور ، مورچه و مگس عسل را سود دهد . و چون ادويهء جامعه ، كافى در مطلب است به علاج هر موذى علىحده نپرداخت . و زخم سگ ديوانه را تا چهل روز به شدن ندهند و اگر فراهم آيد ، متقرّح سازند تا خوب بر آيد و در اسهال سودا مبالغه نمايند و زهر اين بعد سالها غلبه مىكند . احتراز از سگ ديوانه و از كسى كه سگ ديوانه وى را گزيده باشد ، لازم است .