تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
از جاى بلغزد . علاج : كسر و خلع ، مفوّض به كمانگر ماهر دارند و ديگر تدبير كه كشيدن عضو و جنبش دادن و جز آن باشد ، معروف است . اما در وثى و وهن و و هى ، روغن ماليدن و برگ مورد نرم كوفته ، پاشيدن و مغاث و خطمى به زردهء بيضه طلاءكردن و معتدل بستن ، نافع است .

فصل يازدهم : در تدبير مسموم .

هر گاه كسى زهر خورده باشد ، علاجش همان وقت ، قى آوردن به آب نيم‌گرم و روغن كنجد با مسكه بسيار نوشانيدن . و اگر قى خوب نيايد ، در طبيخ شبت نمك آميزند و قدرى بنوشانند و روغن كثير آميخته . بالجمله ، هر چه براى قى دهند ، كثير دهند و چون قى حسب مدّعا كرده شود ، شير تازه خاصةً كه از گاو باشد ، بنوشانند هر قدرى كه تواند خورد و اگر از اين هم قى آيد بهتر . و مسكه و روغن گداخته حكم شير دارد در دفع زهر ، و ترياق كبير نافع است . و قطعاً خفتن ندهند و اگر طعام خواهد ، طعامى لايق شكم ، سير خورانند . و هر گاه بر نوعيّت سمّ اطلّاع شود ، آنچه در اختيارات تدارك وى مرقوم شده ، خاصةً به عمل آرند . انتباه : چون غشى افتد و حدقه بگردد و سياهى چشم برود و يا چشم سرخ بود و نبض ساقط شود و زبان برون آيد و عرق سرد جارى شود ، اميد نجات نباشد . و بدانند كه سمّ يا معدنى باشد يا نباتى يا حيوانى ، چنانچه مخفى نيست .

فصل دوازدهم : در معالجهء گزيدن جانوران زهردار .

بدانند كه طريق دفعش از شش وجه بيرون نيست ؛ آنچه حسب حال باشد ، به كار برند : يكى ، آن كه چيزى دهند كه حرارت غريزى را برافروزد و احشاء را قوّت دهد و زهر دفع نمايد ، چون : ترياق كبير و لعبت بربرى و مانند آن . دوم ، آن كه تن را به زودى از رطوبتها پاك كنند به قى يا به اسهال ؛ امّا فصد نشايد كرد مگر در عقرب جرّاره يا بعضى حيّات . سوم ، آن كه پادزهر آزموده و ترياقى كه بالخاصيت مخصوص به آن زهر بود ،
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 225 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى