تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
ضعف در بعضى افعال يك قوّت بود يا در اكثر افعالش و همچنان درهمه قوّتها بود يا در بعض آنها ، دريافت آن از آثار مذكور پوشيده نيست . و بايد دانست كه چون ضعف در اكثر قوا افتد ، قوّت مميّزه كه خون را از مائيت جدا ساخته به عروق مىفرستد ؛ آن نيز به ضعف مىگرايد ، پس بالضرور بول سرخ مىبرآيد به واسطهء متمايز ناشدن آب از خون . علاج : آنچه از سوء مزاج باشد ، تدبيرش گذشت . و آنچه از سدّه يا ورم يا شقّ شدن و جز آن افتد ، گفته شود . و آنچه از مشاركت عضو بود ، تدبير عضو مؤوف نمايند مع تقويت جگر . بالجمله ، ادويه و اغذيه هر چه ذى عطريت بود ، به كار برند كه در ازالهء ضعف جگر ، ملاك امر همين است و فصد اسيلم در ضعف دافعه نفع دارد .

فصل سوم : در سُدّهء كبد .

و وى آن است كه در خلل گوشت جگر يا در رگهاى آن ، خلط غليظ لزج بند شود . و نشان وى ، قلّت تولد خون در بدن است و صفرت لون و اسهال غسالى و احساس ثقل در جگر ؛ پس اگر سُدّه در محدّب بود ، ثقل بيشتر محسوس شود و بول رقيق كمتر آيد و اگر در مقعّر بود ، بِراز بسيار و كثير الرطوبه برآيد البته . و فرق در سُدّه و ورم جگر آن است كه ورم بى تب نباشد و گرانى در سُدّه بيشتر بود و درد در ورم ، فزونتر . علاج : اگر سُدّه در حدبه بود ، مدرّات دهند حسب مزاج و اگر در مقعر بود ، مسهل نوشانند موافق طبيعت . و در تضميد و غذا ، همين سان رعايت طبع نمايند . و آن جا كه سبب سُدّه تناول چيزهاى قابض بود ، شير و شكر و حريره و روغن بادام و شورباى مرغ فربه و انار ، مُزيل آن است . و اگر ضيق رگهاى كبد سبب بود ، ظاهر است كه از صِغَر سن نشان وى پيدا شود و تدبير او اجتناب مغلّظات و دوام شرب مدرّات است .

فصل چهارم : در سُدّهء ماساريقا .

و نشان وى آن است كه در معده و شكم و در جايگاه مماس جگر ، تمدّد و غاير و ثقل محسوس شود و جگر سالم بود و معده نيز ؛ اما براز كيلوسى برآيد و بدن نكاهد ، و علاجش همان است كه در سُدّهء مقعر كبد به كار آيد .
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 132 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى