تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
شود و گرانى به طرف ايْمَن لازم بود و چون بر پهلوى راست خسبد ، آب از دهان بيشتر آيد و اگر به طرف چپ بود ، ضد اين باشد . و آن جا كه قوّت متحمل باشد ، به فصل ، هر سه روز رگى بايد زد حسب تقاضا . و بعد فصد ، تليين و حجامت بر سينه نفع دارد ؛ جهت جذب ماده به خارج . و پس از تنقيه ، تضميد روادع در ابتدا و محلّلات بعد آن بايد كرد و ضماد شوصه در تسكين درد اثر تمام دارد . تنبيه : چيزى كه در او قبض باشد ، چون آب كاسنى يا غليظ باشد ، چون دياقوذا زنهار ندهند و كذلك آب سرد ، مگر در ذات الريه كه از جنس حمرت باشد و همگى در آن كوشند كه در اين امراض ، سينه از رطوبت پاك شود . و هر گاه براى تب حاجت به برودت دادن شود ، به اشربهء موافقه قناعت دارند و آب خيار و آب تربز و آب كدو نيز مجوّز است ؛ زيرا كه در اينها جلاست نه قبض . و در اين باب ، سكنجبين كه بسيار ترش نبود ، سخت نافع است . و هر گاه نفس به تواتر آيد ، لعاب اسبغول رقيق يا جُلّاب ؛ يعنى شربت قند ، جرعه جرعه همىدهند و آب نيم‌گرم بر سينه و پهلو ريزند تا دم به اعتدال آيد و درد بايستد . و بدانند حال آماس در هر عضوى كه افتد ، از سه وجه بيرون نيست : يا تحليل شود و ماده پخته شده به نفث برآيد يا ريم كند يا صلب گردد . و نشان تحليل اورام اين اماكن ، خفّت اعراض است روز به روز و سهولت نفث . و نشان ريم كردن ، شدّت اعراض است ؛ خصوص روزى كه پخته شود و چون پخته شود ، تب و درد ساكن شود ، اما ثقل بيشتر گردد ؛ پس روزى كه آن ورم بگشايد ، باز تب شدّت كند و بلرزاند . و نشان تصلّب ورم ، خفّت اكثر اعراض است و شدّت ضيق النفس و سرفه خشك و تُفْل ، و نادر باشد كه اين ورم بعدِ تصلّب گشايد . بالجمله ، بعد انفجار اگر مدّه خوب برآيد ، بهتر و الّا مدد دهند بدانچه در نَفْثُ المِدّة گذشت . و بسيار باشد كه پيش از تمامى نضج به سببى عنيف ، چون : خشم و قى و حركت و جز آن ورم بگشايد و خون صرف يا با مِدّهء خام برآيد و چون چنين اتّفاق افتد ، زود رگ زنند و به