و آنچه از حنجره و قصبهء ريه آيد ، به تَنَحْنُح بر آيد و كمتر آيد ؛ اما در حنجرى ، خون ناب بود و سرفه نباشد و در قصبى ، خون كف دار بود با سرفه و درد باشد . و آنچه از شش بود ، خون ناصع و كف دار و بى درد و با سرفه باشد . و آنچه از سينه آيد ، افسرده و قليل باشد و به سرفه شديد برآيد و محل جراحت درد كند و چون بر پشت خسبد ، سرفه و درد غلبه كند . و آنچه از مرى و معده باشد و يا از جگر يا از سپرز آيد ، به قى برآيد و وجود آفت در عضو مَؤوف بر تعيّن عضو گواهى دهد .
علاج : آن جا كه از اجزاى دهان آيد ، به طبيخ چيزهاى قابض ، چون : آس و گلنار و مازو و شَبّ و مانند آن مضمضه كنند . و آن جا كه تعلّق زالو سبب باشد ، تدبيرش گذشت . و آن جا كه از سر آيد ، فصد قيفال و حجامت نُقْره و تمضمض به طبيخ مذكور كنند . و آن جا كه از حنجره و قصبه آيد ، به طبيخ مذكور مضمضه كنند و قرص نفث الدم در دهان گيرند و جراحت قصبه متعسّر العلاج است ، مگر آن كه در غشاى درونى بود فقط .
و آن جا كه از شش آيد ، فصد صافن و باسليق و حجامت بر ساق كنند و طبع نرم دارند و حسب حاجت در تعديل كوشند و عند الحاجة قابضات بر سينه نهند ، به شرطى كه ورم در شش نباشد . و آن جا كه از سينه آيد ، فصد باسليق كنند و قرص نفث الدم نوشند اندك اندك و ايضاً بر سينه طلاء نمايند و جرح سينه زود به مىشود . و آن جا كه از مرى و معده و غيرهما آيد ، تدبيرش در محل هر يك مذكور است .
فايده : نافعترين ادويه در همهء اقسام نفث الدم ، شادنهء مغسول است يك مثقال ؛ در شيرهء برگ خرفه با لسان الحَمَل بدهند . و برگ خرفه خاييدن و خوردن مجرّب است . و هرگاه خون در شش بيفشرد و سرفه شديد بود ، به سركه و گلاب تغرغر كنند و اندكى بنوشند و اگر سرفه بود ، سعتر با عسل ليسانند و خاكستر چوب انجير به آب آميزند و بنوشانند و اگر حاشا نيز آميزند بهتر و قوىتر بود .
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: نصيرى
ص٩٨