باب دهم در امراض ريه و صدر ؛
يعنى بيماريهاى شش و سينه
فصل اوّل : در رَبْو ؛
يعنى ضيق النفس . و اين را بُهْر نيز گويند و بعضى در اين هر سه لفظ فرق كنند . بالجمله ، مرضى است مزمن ، ذى ادوار ، عسر البرء هر چند زود تدارك نمايند بهتر است . بدان كه آنچه از بلغم بود ، بر آمدن بلغم به سرفه و خرخرهء سينه گواهى دهد . علاج : بعد نضج و اسهال ، شربت زوفا به آب گرم آميخته ، بنوشند صبح و شام . و وقت خفتن ، هر بار دو توله و گاه گاه قى لازم دارند ؛ طبيخ ترب و عسل نوشيده و گوشت طيور غذا سازند ؛ توابل حارّ آميخته و عند غلبهء بلغم ، تخم كتان نيمكوفته و جوشانيده و صاف كرده با عسل بدهند كه فوراً تسكين مىدهد و به ادويهء گرم سمّيه نپردازند كه موجب ازمان مرض مىشود . و سينه را به روغن پيه گردهء بز و روغن تخم كتان كه موم در آن آميخته باشد ، چرب دارند . و آنچه از بخار قلب بود ، تواتر و عظم نبض و نفس و عطش گواهى دهد . علاج : رگ باسليق زنند از دست چپ و لعابات دهند و مليّنات نوشانند و اطراف بمالند . و آنچه از