و بعده آن جا كه خوشبويى محسوس مىشود فقط ، جُند تسعيط كنند و آن جا كه بدبويى مشموم مىشود ، مشك در بينى چكانند اگر بيمارى در ابتدا بود و بعد زمان ، در اوّل مشك و در ثانى جُند .
فصل سوم : در بواسير الانْف ؛
يعنى گوشت زائده كه در بينى بر آيد . علاج :
رگ زنند و زالو نهند و مسهل نمايند . پس از آن ، زنگار و اشنان قصارين ، مُرّ ، هر سه برابر مرهم ساخته و فتيله بدان آلوده بر آن گذارند تا بزدايد . و اگر سود ندهد ، قطع نمايند به آهن يا به رشته مويين گره دار كه از بينى به سوى حلق در مىآرند و آن را مىكشند تا فزونى زدوده شود ، بعده مرهم اسفيداج استعمال نمايند .
فصل چهارم : در بثور الانْف .
علاج : تنقيه نمايند و آن جا كه صلابت داشته باشد ، به موم روغن ، نرم سازند و اگر تحليل نيابد ، شَرْط زنند و به مرهم اكَّال بزدايند ، پس به مرهم سپيده مندمل گردانند .
فصل پنجم : در قروح الانْف .
علاج : ريش بينى اگر تر بود ، رگ زنند و مسهل دهند ، پس مردارسنگ به روغن گل بمالند و اگر خشك بود ، موم روغن ماليدن كافى است .
فصل ششم : در رُعاف ؛
يعنى برآمدن خون از بينى . علاج : بازو و ران و انْثَيَين و اذُنَيْن و ثَدْيَين بستن و پسِ سر حجامت كردن و همچنان بر جگر محجمه نهادن ، اگر خون از سوراخ راست آيد و بر سپرز ، اگر از چپ آيد . و سرگين تازهء خر افشرده ، دو سه قطره چكانند و خانهء عنكبوت در سياهى تر كرده و به غبار الرَّحى آلوده ، در بينى در آوردن و سريش با گلملتانى بر سر چسبانيدن ، حبس خون مىنمايد . و اگر خون غالب بود ، رگ زنند و حسب حال ، خون بر آرند اندك اندك يا يك دفعه و به تغليظ خون كوشند به شربت عنّاب و امثال آن و عدس و برنج خورانند ، ليمو آميخته كه به غايت مغلّظ است .
فايده : اگر رُعاف در تب يا در امراض سر افتد ، تحقيق نمايند كه بحرانى