تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
و احياناً برآيد . علاج : برگ شفتالو را جوشانيده ، آب تازهء او گرفته ، بچكانند يا صبر و سركه بچكانند تا كرم بميرد ، پس از صوف فتيله سازند و به سريش آلوده و در گوش دارند و كرم كه به دو آويزد ، برون آرند . و آن جا كه قرحه باعث كرم بود ، به تدبير قرحه كوشند .

فصل دوم : در ورم گوش .

علاج : بعد تنقيه نظر كنند كه آماس درون ثقبه است يا برون . اگر درون است ، فتور در سمع و شدّت درد و لزوم تب مىباشد . نرد كه دوايى مركب است ، به آب گشنيز طلاء نمايند درون و برون گوش و شير از پستان دوشند ، تا درد بايستد و اگر نايستد ، لعاب حلبه با تخم كتان بچكانند تا ريم كند و بيالايد ، پخته شده . و اگر بيرون ثقبه است ، ورم به نظر مىآيد و تب لازم نمىباشد و درد شديد نمىبود و در اين ، استعمال روادعات منهى است . و عند شدّت درد ، پارچه در آب گرم تر كرده ، تكميد توان كرد و به نمك گرم نيز ؛ بعد دو روز برگ كُرُنْب در روغن زرد كهنه پخته ، بر ورم نهند تا تحليل ماده كند . فايده : آنچه گفته شد به ورم گرم مخصوص است . اما ورم بارد ، درون صماخ بود يا برون ؛ مبطل سامعه نمىشود و درد قوى و تب مادى نمىباشد ؛ اما ثقل و تمدّد لازم وى است . و روغن ترب چكانيدن بعد تنقيه ، نفع تمام دارد در بارد .

فصل سوم : در قرحهء گوش .

و نشانش تقدّم ورم است و بر آمدن ريم . علاج : شهد و انزروت مسحوق در فتيله آلوده ، بگذارند تا پاك كند و بعده انزروت و دم‌الاخوين و كندر ذرور نمايند ، يا به روغن گل آميزند و به فتيله بردارند . و اگر درد شديد بود ، خاكستر افيون و قدرى جندبيدستر جهت اصلاح افيون به هم آميخته ، ذرور سازند يا به چيزى آميخته ، بچكانند .

فصل چهارم : در طَرَش و وُقْر و صَمَم .

نقصان سمع را طرش ؛ و بطلان او را وقر ؛ و فقدان صماخ را صمم گويند و گاهى يكى مرادف ديگرى آيد . علاج : حسب سبب تدارك كنند و در اين جا تنقيه به تفاريق نمايند ، اگر تنقيه مطلوب باشد .
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 70 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى