تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

فصل بيست و دوم : در نَمْلَهء پلك .

و آن بثور خرد سوزان است كه اندام ورم كند و ريش شده ، پهن گردد . علاج : تنقيهء صفرا كنند و حُضُض و مُرّ طلاء نمايند . فصل بيست و سوم : در سَعْفَه پلك ؛ يعنى سبوسه ، و باشد كه ريش كند . علاج : رنگ او اگر اغبر بود ، مسهل سودا دهند و اگر سپيد بود ، مسهل بلغم دهند و بعده شياف احمر كشند و اگر كهنه باشد ، شَرْط زنند و با شكر بخارند تا خون بر آيد و سرمهء روشنايى كشند .

فصل بيست و چهارم : در سَلْعَهء پلك .

و آن جسمى است فزونى از پوست و گوشت جدا . علاج : بعد تنقيه دستكارى كنند .

فصل بيست و پنجم : در زُرقت و خُضرت جفن ؛

يعنى كبودى و سبزى كه بر پلك از زخم پديد آيد . علاج : اگر جراحت باقى بود ، فصد كنند و مسهل دهند و صندل و مردار سنگ به گلاب طلاء نمايند و الّاسفال نو بر هم سودن ، آب انداخته و طلاء كردن ، ازالهء كبودى مىنمايد .

فصل بيست و ششم : در غُرْب ؛

يعنى ناصور گوشهء چشم كه جانب بينى است . علاج : بعد فصد و مسهل ، شياف غرب چكانند و در وقت چكانيدن ، اوّل بايد كه قرحه را از پنبه پاك نمايند و گوشت فاسد بردارند تا نفع دهد و اگر سود ندهد ، داغ دهند به طريق معروف و بعد داغ ، مرهم اسفيداج نهند تا اندمال كند مع تسكين . و هر گاه غرب بند شود و ورم كند ، تخم مرو كوفته به شير زنان يا خر پزند و زعفران قدرى آميزند و گذارند كه تا سر وا كند . فصل بيست و هفتم : در حكّه آماق و اجفان ؛ يعنى خارش بلابثور كه در گوشهء چشم و در پلك پديد آيد . علاج : تنقيه نمايند و كاسنى بكوبند و روغن گل ضماد نمايند . و اگر تنقيهء نفس عضو مطلوب باشد ، باسليقون و كحل عزيزى كشند .
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 67 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى