باب چهارم در امراض اذُن ؛ يعنى گوش
بايد دانست كه وى عضوى شريف است ؛ زيرا كه آلت شنوايى است و حس شنوايى بر همهء حواس فضيلت دارد ؛ كما لا يخفى . و گفتهاند تا كه نخستين ، تنقيه نشود ، دوا را در گوش در امراض مادى به كار نبرند . و هر چه در گوش چكانند ، نيمگرم بايد ؛ زيرا كه برد بالفعل ، عصبهء سمع را ضرر دارد .
فصل اوّل : در وَجَع الاذُن ؛
يعنى درد گوش . علاج : اگر درد به سبب ورم يا قرحه بود ، بيانش علىحده مىكنم . و اگر به سبب سوء مزاج حارّ يا بارد بود ، تنقيه در مادى و ايضاً در ساذج حارّ بايد كرد . و تعديل در ساذج بارد ، كافى است و در مادى ، بعد تنقيه نيز . و اگر سبب ، دخول كرم يا آب بود ، اخراج وى نمايند به هر وجه كه ممكن بود . و جهيدن بر يك پاى ، دست بر گوش مؤوف نهاده ، سر بدان طرف نگون ساخته ، آب را و ديگر اشياى سيّاله را كه در آمده باشند ، برون مىآرد . و اگر از اسفنج فتيله سازند و در گوش مريض نهند ، بر همان طرف غلطانند زمانى دراز ، تمام آب را نشف كند . و اگر سبب ، تولد كرم در گوش بود ، بخارد و دغدغه كند