تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
به دل كندن از دنيا و زهد از آن ، فرمان مىدهد و دستور مىدهد كه خاك را بستر و خشت را بالش خود قرار دهيم و لباس خشن بر پيكر كشيم و خوراك ناخوشايند بخوريم و خداى تعالى ستاره‌اى كه از آن به او نزديكتر باشد ، نيافريده است .

يك تعبير خواب از امام رضا عليه السّلام

[ 370 ] ياسر خادم مىگويد : به امام هشتم حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : در خواب قفسى را ديدم كه گويى هفده شيشه در آن بود و ناگاه آن قفس بيفتاد و شيشه‌ها شكست . حضرت فرمود : اگر خواب تو تعبير شود مردى از خاندان من خروج كند كه بيش از هفده روز سلطنت نكند و سپس بميرد . پس محمد بن ابراهيم بهمراهى ابو السرايا در كوفه خروج كرد و هفده روز بيش عمر نكرد و سپس بمرد .

امام رضا عليه السّلام در خلافت هارون

[ 371 ] محمد بن سنان مىگويد : در زمان خلافت هارون به امام رضا عليه السّلام عرض كردم : شما خود را به امامت شيعيان شهره ساخته‌ايد و در جايگاه پدر نشسته‌ايد در حالى كه از شمشير هارون خون مىريزد . فرمود : آنچه مرا در اين كار جرأت بخشيده اين سخن پيامبر است كه فرمود : اگر ابو جهل مويى از سر من برگرفت ، گواه باشيد كه من پيامبر نيستم ، و من به شما مىگويم : اگر هارون مويى از سر من برگرفت ، گواه باشيد كه من امام نيستم .

احتجاج امام صادق عليه السّلام با عمريها و بنى عبّاس

[ 372 ] سماعه مىگويد : مردى از فرزندان عمر بن خطاب متعرض كنيزى از يكى از فرزندان عقيل شد . كنيز به ارباب خود شكايت برد و گفت : اين مرد عمرى مرا آزار مىدهد . مرد عقيلى به او گفت : به او وعدهء كاميابى بده و به راهروى خانه‌ات كشانش . كنيز چنان كرد ، و چون آن مرد عمرى به راهرو خانه وارد شد مرد عقيلى بر او حمله برد
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 302 | آژير / الشيخ الكليني