پى آن مرد آن قدر رفتم تا به بئر الزكاة كه نزديك خانه صالح بن على بود رسيد ، در آن جا دو شتر زانو بسته يافتم همراه غلامى سياه ، از غلام پرسيدم : اين مرد كيست ؟ گفت : على بن الحسين است . پس من به حضرت على بن الحسين عليهما السّلام نزديك شدم و درود فرستادم و عرض كردم : چرا به اين شهر آمديد ، شهرى كه پدر و نيايت را در آن كشتند ؟ فرمود : به زيارت پدرم آمدم و در اين مسجد نماز گزاردم و اينك رو به سوى مدينه دارم - درود خدا بر او باد - .
اشارهء قرآن كريم به مظلومانه شهيد شدن امام حسين عليه السّلام و خونبهاى او
[ 364 ] يكى از اصحاب امام صادق عليه السّلام مىگويد : از آن حضرت پيرامون آيهء شريفهء :
. . .
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ
. . . « 1 » پرسش كردم .
حضرت فرمود : اين آيه در بارهء امام حسين عليه السّلام نازل شده است كه اگر همهء زمينيان به خاطر او كشته شوند زيادهروى نشده است .
در موقع زمين لرزه
[ 365 ] عبد الصمد بن بشير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود : آن ماهى كه زمين را بر دوش مىكشد پيش خود گفت : منم كه با نيروى خود زمين را بر دوش دارم ، پس خداوند ماهيى نزد او فرستاد كه كوچكتر از يك وجب و بزرگتر از يك سر انگشت بود .
اين ماهى به درون بينى او راه يافت و آن ماهى كلان بيهوش شد و چهل روز همچنان بيهوش بود كه خداوند عزّ و جلّ به دو مهر و رحمت ورزيد و آن ماهى از بينى وى بيرون آمد ، پس هر گاه خداوند بزرگ اراده كند در جايى زمين لرزه پديد آيد اين ماهى را به سوى آن ماهى بزرگ مىفرستد ، و هر گاه چشم آن ماهى به اين ماهى خرد افتد پريشان
هامش
( 1 ) « و هر كه به ستم كشته شود براى ولىّ او تسلّطى دادهايم ، امّا در كشتن زيادهروى نكند » ( سورهء اسراء / آيهء 33 ) .