تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

حضرت سليمان عليه السّلام و دعاى مور براى طلب باران

[ 344 ] ابو الخطاب از امام هفتم عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : در زمان حضرت سليمان بن داود مردم به خشكسالى سختى گرفتار آمدند . پس به خدمت آن حضرت رسيدند و از قحطى ناليدند و از او خواستند كه از خداى تعالى براى ايشان باران طلبد . حضرت سليمان عليه السّلام فرمود : چون نماز صبح را به جاى آورم به طلب باران بيرون خواهم شد . چون نماز صبح را به جاى آورد به طلب باران بيرون شد و همهء مردم همراه او رفتند . قدرى كه راه پيمود مورى را ديد كه دستها را به آسمان بلند كرده و پاهاى خود را بر زمين نهاده مىگويد : بار خدايا ! ما نيز آفريده‌اى از آفريدگان تو هستيم و از روزى تو بىنياز نيستيم پس ما را به سبب گناهان فرزندان آدم هلاك مكن . حضرت سليمان عليه السّلام به مردم فرمود : بازگرديد كه در پرتو وجود ديگرى باران بهرهء شما خواهد شد . امام عليه السّلام فرمود : در آن سال بارانى براى ايشان باريدن گرفت كه مانند نداشت .

فضيلت بندگان خيّر خداوند

[ 345 ] ابو عبيد مداينى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : همانا خداى عزّ و جلّ را بندگانى است با بركت و گشاده خوى . ايشان روزگار خويش سپرى مىكنند و مردمان نيز در پرتو وجود آنها زندگى خود را به سر مىبرند . ايشان در ميان بندگان خدا چونان باران هستند . و در برابر ، خداوند عزّ و جلّ را بندگانى است كه از رحمت حق بدور و از خير و بركت بىبهره هستند ، نه خويش زندگى خوشى دارند و نه مردم در پناهشان زندگى را به خوبى سپرى مىكنند ، اينان در برابر بندگان خدا چونان ملخ هستند كه بر چيزى وارد نمىشوند مگر آنكه نابودش مىسازند .

سفارش به صبر و شكيبايى در دوران حكومت باطل

[ 346 ] حسن بن شاذان واسطى مىگويد : به امام هشتم حضرت رضا عليه السّلام نامه‌اى نوشتم