و از ستم مردم واسط و حملاتى كه به من مىكردند به آن حضرت عليه السّلام شكايت كردم . ايشان گروهى از طرفداران عثمان بودند كه به من آزار مىرساندند . آن حضرت عليه السّلام به خط شريف خود به من اين گونه نوشت :
همانا خداى تبارك از دوستان ما پيمان گرفته كه در دورهء حكومت باطل شكيب ورزند ، پس در برابر حكم پروردگارت شكيبا باش . و آن گاه كه سرور خلايق ظهور كند آنها خواهند گفت :
يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
« 1 »
در فضيلت معرفت و شناخت خداوند
[ 347 ] جميل بن دراج از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : اگر مردم مىدانستند در معرفت و شناخت خدا چه فضيلتى نهفته است هرگز به رونق زندگى دنيا و نعمتهاى دنيوى كه خداوند به دشمنان خود داده نظر نمىافكندند و دنياى آنها در نگاه ايشان زبونتر از چيزى بود كه آنها زير پاى خود لگد مىكنند . ايشان بهرهمند گردند به معرفت و شناخت خداى عزّ و جلّ و بدان شادكام باشند چونان شادكامى كسى كه هميشه در باغهاى بهشت با اولياى خدا به سر مىبرند . همانا شناخت خداى عزّ و جلّ انس بخش هر وحشتى ، و يار و همدم هر گونه تنهايى ، و روشنا بخش هر ظلمتى و نيرو رسان هر ناتوانى و در ميان هر دردى است . سپس فرمود : همانا پيش از شما مردمى بودند كه كشته مىگشتند و به آتش كشيده مىشدند و با ارّه تكه تكه مىگشتند و زمين با همهء پهناورى بر ايشان تنگ مىشد ، و تمام اين شرايط آنها را از باورى كه داشتند بر نمىگرداند ، و كسانى كه بر سر آنها چنين بلاهايى مىآوردند نه به سبب مطالبهء خون يا آزارى بود كه از آنها مىديدند ، بلكه از ايشان تنها از آن روى انتقام مىكشيدند كه ، بخداى نيرومند ستوده ، ايمان داشتند . پس از پروردگارتان درجات ايشان را طلب كنيد و بر ناگواريهاى روزگار خود شكيب ورزيد ، تا
هامش
( 1 ) « واى بر ما ، كيست كه ما را از آرامگاهمان برانگيخت ؟ اين است آنچه خداى رحمان وعده كرده بود و پيامبران راست گفتند » ( سورهء يس / آيهء 52 ) .