بود :
. . . فَعَمُوا وَ صَمُّوا . . .
« 1 » ، و چون پيامبر رحلت فرمود : . . .
ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
. . . « 2 » تا هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام خلافت را به دست گرفت ، امام عليه السّلام فرمود : ( سپس دوباره كور و كر شدند ) يعنى پس از آن حضرت تاكنون .
[ 240 ] ابو عبيده حذّاء از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه پيرامون اين فرمودهء الهى :
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ
. . . « 3 » فرمود : مسخ شدن آنها به خوك به نفرين آن حضرت بود و مسخ شدن آنها به ميمون با زبان عيسى بن مريم عليه السّلام نقش بست .
[ 241 ] عمران بن ميثم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه كسى اين آيه را :
. . . فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
« 4 » بر امير المؤمنين عليه السّلام بخواند ، و حضرت عليه السّلام فرمود : آرى ، به خدا سوگند كه آنها پيامبر را به سختترين گونه تكذيب كردند ولى جملهء :
« لا يُكَذِّبُونَكَ »
به تشديد نيست بلكه
« لا يُكَذِّبُونَكَ »
به تخفيف است ، يعنى چيز باطلى نياوردند كه بدان وسيله دعوت حق تو را دروغ سازند و از بين ببرند .
داستان ابن سرح
[ 242 ] ابو بصير مىگويد : از يكى از دو امام باقر و صادق عليه السّلام پيرامون تفسير اين آيهء شريفه : . . .
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ
. . . « 5 » پرسيدم . فرمود : اين آيه در بارهء ابن ابى سرح نازل شد كه عثمان او را به
هامش
( 1 ) « پس كور و كر شدند » ( سورهء مائده / آيهء 71 ) .
( 2 ) « آن گاه خدا توبهشان را پذيرفت » ( سورهء مائده / آيهء 71 ) .
( 3 ) « از بنى اسرائيل آنان كه كافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند » ( سورهء مائده / آيهء 78 ) .
( 4 ) « ولى اينان تنها تو را تكذيب نمىكنند بلكه اين ستمگران سخن خدا را انكار مىكنند » ( سورهء انعام / آيهء 33 ) .
( 5 ) « كيست ستمكارتر از آن كس كه به خدا دروغ بست يا گفت كه به من وحى شده و حال آنكه به او هيچ چيز وحى نشده بود » ( سورهء انعام / آيهء 93 ) .