فلانى در ميان شما نبود ؟ آيا سخن او را نشنيديد ؟ آيا آواز گريهء او را در شب درنيافتيد ؟
پس او حجّت خدا باشد بر ايشان .
حديث طير ابابيل و بروز آيه
[ 44 ] ابو مريم مىگويد از امام صادق عليه السّلام در بارهء آيهء شريفهء :
وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ * تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
« 1 » پرسش كردم . حضرت فرمود : پرندگانى بودند كه در نزديكى زمين بشتاب پرمىزدند و از سمت دريا بر سر آنها ريختند و آنها سرى داشتند همچون سر درندگان و چنگالى به مانند پرندگان درنده ، و با هر پرنده سه سنگريزه بود كه دو تا در چنگال داشتند و يكى در منقار ، و آنها را با اين سنگها نشانه رفتند تا تنشان آبله زد و آنها را بدان كشتند ، و پيش از آن هيچ گاه آبله ديده نشده بود و آن نوع پرنده را پيش از آن روز هيچ كس نديده بود و پس از آن هم هيچ كس نديد . و نيز امام عليه السّلام فرمود : هر كدام از ايشان كه در آن روز گريختند رفتند تا به وادى حضرموت رسيدند و آن دشتى است نزديك يمن و خداوند در آنجا سيلى فرستاد و همهء آنها را غرق كرد . و نيز امام عليه السّلام فرمود :
پانزده سال بود كه در آن دشت آبى ديده نشده بود لذا آن را به هنگام مرگ اين عدّه حضرموت [ يعنى مرگ در رسيد ] ناميدند .
حديث امام باقر عليه السّلام در مورد خود و عموزادگانشان
[ 45 ] عبد الملك مىگويد ميان امام باقر عليه السّلام و يكى از فرزندان امام حسن مجتبى سخنى درگرفت و خبر آن به من رسيد . خدمت امام باقر عليه السّلام رسيدم و همين كه خواستم در بارهء آن سخنى بگويم فرمود : خاموش باش ، به ميان ما وارد نشو ، همانا مثل ما و عموزادگانمان همچون مردى است كه در ميان بنى اسرائيل مىزيست و دو دختر داشت كه يكى را به برزگرى داد و ديگرى را به كوزهگرى ، سپس به ديدار او رفت و نخست نزد زنى رفت كه به
هامش
( 1 ) « و بر سر آنها ، دسته دسته پرندگانى « ابابيل » فرستاد . [ كه ] بر آنان سنگهايى از گل [ سخت ] مىافكندند » ( سورهء فيل / آيهء 3 و 4 ) .