از خواب هم همين حالت روى مىدهد ؟ گفت : بلى ؛ پس دانستم كه نزلهء گرم از سر فرود مىآيد ؛ پس فرمودم او را كه سر بتراشند و خردل و فرفيون بر تارك بمالند [ و او ] همچنان كرد اسهال منقطع شد .
[ 976 ] فايده : تا كه آدم بيدار است ، آنچه از دماغ به حلق مىريزد و به قوت اراديه آن را به تبزّق برمىاندازد [ و ] بهسوى معده [ اجازهء ] رفتن نمىدهد ؛ از آن است كه در بيدارى اين قسم [ از ] ذرب [ روى ] نمىدهد بدون تقدم خواب .
[ 977 ]
قسم هشتم : آنكه ردائت تدابير غذا سبب خلفه شود
. و عام است كه اين ردائت در كميّت غذا بود يا در كيفيت او يا در سوء تدبير اكل . اما ردائت به كميت ، آن است كه غذا زياده از مقدار خورده شود . اما ردائت به كيفيت ، چهارگونه است : يكى آنكه غذاء لطيف و سريع الاستحاله باشد ؛ چون شير و ماهى . دوّم ، آنكه مزلق بود و قبل از انهضام فرولغزد چون آلو . سوّم ، آنكه بدبو و بدمزه يا لذّاع باشد كه اينچنين غذا را طبيعت جهت استكراه ، پيش از هضم مندفع مىسازد . چهارم ، آنكه نفّاخ بود و مولد رياح . و اين چنين غذا ، جهت عدم اشتمال معده بر وى زودتر برمىآيد و هر واحد ، از تقدم اسباب شناخته مىشود . امّا آنچه از سوء ترتيب اكل بود ، همين سوء تدبير شاهد وى است .
[ 978 ] [ فايده ] : اكنون بدان كه اطبا را اختلاف است در آنكه سوء تدبير چيست ؟ اكثر برآنند كه غذاى نرم سبك مزلق [ را ] نخستين خورند و غذاى قابض عاصر بعد [ از ] وى ؛ يا بطى الاستحاله مقدم دارند . و عند البعض ، تقديم لطيف بر غليظ سوء ترتيب است . و هر واحد بر اثبات قول خود دليلى دارد :
امّا دليل كسانى كه تقدم غليظ را بر لطيف منع كردهاند ، آن است كه چون نخستين غليظ خورند و عقب وى لطيف ، لطيف زودتر تحليل پذيرد و از آنكه غليظ تحت اوست ، كيلوس لطيف به جانب جگر منجذب نتواند شد و همان جا بايستد و از حرارت معده فاسد شود و ما تحت خود را نيز فاسد سازد .
كسانى كه تقديم لطيف بر غليظ منع كردهاند ، مىگويند كه چون نخستين چيزهاى لطيف خورده شود و عقب وى غليظ ، از آنكه حرارت در قعر معده بيشتر است ، آن لطيف را زودتر گوارد و كيلوس او روى به جگر نهد و ثفل وى به سوى امعا و بدان سبب در هضم غليظ ، قصور راه يابد ؛ « لتحير الطبيعة » . و بسيار باشد كه به مصاحبت كيلوس