[ 935 ] فصل [ نوزدهم ] : اندر قىء الدم
« 1 » وى ، چندگونه است :
[ 936 ] قسم اوّل : آنكه رگى از رگهاى مرى يا معده بشكافد و منقطع شود يا دهن اين رگها گشاده گردد ،
پس قىء الدم پديد آيد . و سبب انشقاق ، سه است : يكى ، سقطه يا ضربه يا تمدد يا صيحهء قويه . دوم ، كثرت ماده . و آن ، وقتى متصدع تواند شد كه آلت ، نرم يا رقيق باشد . سوّم ، شدت يبوست . و سبب انفتاح افواه عروق ، سه است : يكى ، فضول حادّهء مرّيّه كه با خون آميزد . دوم ، ضعف ماسكه كه به سبب رطوبت مرخيه در افواه عروق عارض شود . سيم ، كثرت مواد كه ممتلى و متمدد سازد رگها را به مثابه [ يى ] كه دهن آنها بگشايد . و از اين قبيل است قىء الدم كه عند امتلا و ازدياد خون پديد آيد .
علامت اين قسم ، وجود وجع است در مرى يا معده . امّا وجع بين الكتفين ، مختص است به جراحت مرى .
علاج : رگ باسليق زنند : پس اگر در خون كثرت باشد ، كثير المقدار به يك بار برون آرند . و گاه باشد كه موازنهء يك من [ قدر يك من ] برآورده شود . و اگر در خون زيادتى نبود ، اندكاندك به دفعات مستخرج نمايند كه در اينجا اماله فقط مطلوب است . و در امتلايى ، فصد بعد از فصد ضرورى است ؛ [ زيرا ] كه در اينجا ، هم تقليل مقصود است و هم اماله ؛ امّا رعايت قوت ، در هرحال ضرورى و بستن اطراف ، جهت اماله ، قوى الاثر است . و براى قبض ، آب بهى با قدرى جلنار و قشر كندر و صمغ عربى و گل ارمنى آميخته بنوشند . و بلوط و خرنوب و سماق و مانند آن بخورند . و بهر اين كار ، مويز مع دانه [ يعنى با دانه ] تناول نمودن ، مفيد است و در بستن افواه عروق اثرى تمام دارد .
[ 937 ] تنبيه : اگر آفت در معده باشد ، دوا يكبارگى بخورند . و اگر در مرى بود ، اندكاندك
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Haematemesis.