گلنگبين خورند . و بهر تقطيع و تحليل بلغم ، به مرى و سكنجبين خردل آميخته غرغره كنند . و براى تلطيف و تذويب بلغم ، نوشادر باريك ساخته و در انبوبه نهاده بردمند و به عفص و نوشادر و نمك و شبّ ، ملاذه را بردارند ؛ « كما هو عادة القوابل » [ يعنى قابلهها ، اين گونه ملاذهء نوزاد را برمىدارند ] . و هرچه در استرخاء اين عضو گفته آيد ، در اينجا مفيد است .
چهارم : آنكه سوداوى بود . و علامتش سختى آماس است و تيرگى رنگ كام و زبان و لهات و مزهء دهان ترش بودن .
علاج : بهر تنقيهء سودا ، مطبوخ افتيمون دهند يا ماء الجبن و سكنجبين افتميونى و استفراغ به دفعات بايد كرد . و براى تلطيف و تحليل ، به رب سوس و لبّ خيارشنبر و شير تازه و روغن بادام و لعاب حلبه اندكى نمك آميخته غرغره نمايند . و اگر خوف آن باشد كه آماس سرطانى شود ، چيزهاى سرد ، چون آب گشنيز تر و آب كاهو پيوسته در دهان دارند و بدان غرغره كنند . و چيزهاى گرم دور دارند تا از سرطانيّه محفوظ ماند .
فايده : نامهاى ورم اللهات ، بهحسب اختلاف حال ورم مختلف است ؛ مثلا اگر ورم در همهء اجزاء ملاذه عام بود ، ورم عمودى و اسطوانى گويند . و اگر آماس مدور در سر ملاذه باشد فقط ، ورم العينى نامند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٤٣١