[ 555 ]
فصل [ شانزدهم ] : در بخر الفم
« 1 » بخر ، بوى بد را گويند كه از دهان يا بينى آيد . و بخر دهن ، بهحسب سبب بر شش قسم است :
[ 556 ] يكى ، آنكه حرارت غريب در معده افتد و بر رطوبات كه در معده و حوالى حنك و در اصول دندان است مستولى شود و به تصرف غريب رطوبات مذكوره را فاسد سازد و عفن گرداند . و علامت اين قسم ، آن است كه به تناول طعام كمتر شود . و اين قسم ، بسيار باشد كه دندان سياه شود به واسطهء متعدى شدن عفونت از اصول به سوى ذات دندانها .
علاج : نقوع زردآلو هر صبح بنوشند ؛ « فإنّه يبرّد المعدة جدّا و يسيل الرّطوبات العفنة » و سويق شعير در آب برف آميخته و قدرى شكر افزوده تناول كردن و خيار و آلو و شفتالو و تربز خوردن ، در اين مرض مفيد است . و بايد كه در اول صباح چيزى بخورند تا حرارت معده و گرسنگى مشتدّ نشود .
[ 557 ] دوم : آنكه بلغم عفن در معده جمع شود و بخارات متعفنه از وى مرتفع گردد . و علامتش آن است كه از خوردن و دهن شستن سكون نگيرد مگر اندكى ؛ زيرا كه سبب [ بيمارى ، به ] موجب تاكّل [ يعنى غذا خوردن ] و غسل دهان ، زوال نمىپذيرد .
علاج : قىء كنند بعد از آنكه ماهى شور و طبيخ ترب و لوبيا و شبت خورده باشند . و به ايارج فيقرا و حبّ صبر طبع را فرود آرند . و نقيع صبر با شراب افسنتين مفيد است . و بعد از تنقيه ، زنجبيل پرورده بايد خورد . و بر اطريفل صغير و گلقند عسلى و سكنجبين عسلى مداومت بايد گردد .
در اين مرض ، اغتذا سازند به اطعمهء ناشفه ، چون كباب و قليهء پرمصالح و مانند آن .
[ 558 ] سوّم : آنكه رطوبت فاسد منتن حاد الكيفيت از سر بر عمور ريزد و آن را فاسد و متاكّل و متعفّن سازد . و معنى عمور ، گوشت ما بين دندان است . و علامت اين قسم ، آن
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Ozostomia.