[ 670 ] سيزدهم : از امتلاى معده كه منع انبساط ريه كند .
[ 671 ] چهاردهم : از خناق .
[ 672 ] فايده : ذكر چند قاعدهء مختصر و مفيد در امراض ريوى .
[ 673 ] فصل چهارم : در انتصاب النفس ؛ نوعى سختى تنفس شديد است كه مبتلا به آن تا سر پا است نايستد نمىتواند نفس بكشد .
[ 674 ] تنبيه : ثمرهء اختلاف در ترادف و تفرق لفظ ربو و ضيق النفس .
[ 675 ] فصل پنجم : در سعال ؛ يعنى سرفه ؛ كه بهطور كلى يا از سوء مزاج ساده يا مادى است ، يا از آماس و بثور و قروح ريه ، يا ورود اشياى خارجى به ريه و يا به مشاركت ساير اندامها .
[ 676 ] اول : از سوء مزاج گرم سادهء ريه .
[ 677 ] دوم : از خون صفراوى در ريه كه احداث لذع و تمدد كند .
[ 678 ] سوم : از مادهء رقيق گرم كه پيوسته از سر به قصبهء ريه آيد و ايجاد لذع و حرقت كند .
[ 679 ] فايده : مطالبى مفيد دربارهء نفث و شرايط دفع ماده توسط نفث .
[ 680 ] چهارم : از سوء مزاج بارد كه در شش افتد .
[ 681 ] فايده : سفيد مايل به سبزى را رصاصى نامند .
[ 682 ] پنجم : از مادهاى كه از سر به ريه آيد و در آنجا غليظ شده و حبس شود .
[ 683 ] تنبيه : تعريف خلط پخته و علامت آن .
[ 684 ] ششم : از رطوبت ، كه در شش و سينه زياد بشود .
[ 685 ] هفتم : از يبوست و حرارت شش .
[ 686 ] هشتم : از خشونت در ريه به سبب غبار ، دخان يا فرياد شديد .
[ 687 ] نهم : از جراحت اعضاى مجاور ريه .
[ 688 ] دهم : از بثورات شش .
[ 689 ] يازدهم : به مشاركت معده .
[ 690 ] امكان حدوث سرفه از غلبهء سودا بر ريه .
[ 691 ] فصل ششم : در نفث الدم ؛ يعنى برآمدن خون از دهان كه بر هفت قسم است .
[ 692 ] اول : خون از اجزاى دهان باشد .
[ 693 ] دوم : خون از زالوى موجود در حلق باشد .
[ 694 ] سوم : خون از سر به كام ريزد .
[ 695 ] چهارم : خون از جراحت حنجره يا قصبهء ريه برآيد .
[ 696 ] پنجم : خون از ريه برآيد ؛ به سبب ضربه يا سقطه ، فرياد بلند ، ريزش خلط صفراوى حادّه يا مالحهء بورقيه بر ريه ، انصداع دهانهء عروق از امتلاء و يا سوء مزاج بارد مكثف ريه .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 47
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٤٧