[ 602 ] فصل يازدهم : در صرير الاسنان فى النوم ؛ يعنى برهم سائيدن دندانها در خواب ؛ كه از ضعف عضلات فكين است .
[ 603 ] فصل دوازدهم : در ورم اللثه ؛ كه يا دموى است ، يا صفراوى يا بلغمى .
[ 604 ] فصل سيزدهم : در لثهء داميه ؛ يعنى سيلان خون از لثه ؛ كه از ضعف غاذيهء لثه از تصرف در غذاى خود است .
[ 605 ] فصل چهاردهم : در قرحه و ناصور لثه ؛ كه ناصور ، زخم كهنهء نافذ در گوشت است كه زردآب از آن درآيد و قرحه ، تفرق الاتصال چركين گوشت است كه بىآماس آن را ساده و گرنه خبيثه نامند .
[ 606 ] فصل پانزدهم : در نقصان و استرخاى گوشت لثه ؛ كه در فصل هفتم گفته شد .
[ 607 ] فصل شانزدهم : در گوشت زايد لثه .
[ 608 ] باب هشتم : در امراض حلق ، لهات ، مرى و قصبهء ريه .
[ 609 ] تشريح حلق ، مرى و قصبهء ريه .
[ 610 ] فصل اول : در ورم اللهاة ؛ يعنى ورم ملاذه ؛ كه يا دموى است يا صفراوى ، يا بلغمى و يا سوداوى .
[ 611 ] فايده : نامهاى مختلف ورم اللهاة برحسب ماده .
[ 612 ] فصل دوم : در استرخاء اللهاة ؛ يعنى افتادگى ملاذه ؛ كه يا از سوء مزاج گرم و دموى است و يا سوء مزاج سرد بلغمى .
[ 613 ] تفصيل روش جرّاحى ملاذه و برداشتن آن به كمك دارو يا ابزار جراحى در صورت عدم بهبودى ؛ كه البته نبايد آن را از ريشه بريد .
[ 614 ] فصل سوم : در خناق ؛ يعنى سختى يا غير ممكن بودن تنفس يا بلعيدن ؛ كه برحسب موضع علت بر چهار قسم است .
[ 615 ] اول : ورم لوزهها سبب خناق شود ؛ كه خناق مطلق همين است ؛ كه مادهاش يا خون است ، يا صفرا ، يا بلغم و يا سوداء .
[ 616 ] فايده : علائم انتقال ماده در خناق بهطور كلى به اعضاى ديگر . و ذكر موارد پر خطر خناق .
[ 617 ] دوم : آماس عضلههاى درون حلق يا جابهجائى مهرههاى گردن كه خناق آورد كه « خناق كلبى » نام دارد .
[ 618 ] فايده : معنى حلق در كلام جمهور و طبرى .
[ 619 ] جراحى حلق جهت ايجاد راه تنفس در بيمار به عنوان آخرين چاره .
[ 620 ] سوم : آماس عضلات دهانهء مرى و حلقوم موجب خناق شود كه « ذبحه » نام دارد .
[ 621 ] فايده : تعريف حنجره و فرق آن با حلقوم و تشريح حنجره .
[ 622 ] فايده : رأى رازى در عدم فصد مبتلايان به خناق در صورتى كه بدنشان گم گوشت باشد و اشكال مولف بر وى .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 44
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٤٤