[ 532 ]
فصل [ دوم ] : در بطلان ذوق « 1 » و فساد آن « 2 »
اين هر دو را به قسم علىحده بيان كنم :
قسم اول : در باطل شدن ذايقه . بطلان ، آن است كه هيچ مزه محسوس نشود . و اين بطلان ، گاه بدان حدّ انجامد كه در حرارت و برودت امتياز نتوان كرد ؛ يعنى حس لمس زبان نيز فتور پذيرد . و پوشيده نيست كه ادراك حرارت و برودت به قوّت لمس تعلق دارد . و سبب اين مرض ، آن است كه در عصب حسّاسهء لينه كه بر زبان و سطح دهان مفروش است ، فضول رطوبيه گرد آيد و عصب آن را تشرّب كند ، پس مسالك نفوذ قوت ذايقه مسدود شوند و به تشرب و عدم تشرب عصب فرق توان كرد در ورم و استرخاء رطوبى .
علاج : بهر تلطيف و نضج فضول ، ماء الاصول نوشند و بعده [ يعنى پس از آن ] به ايارج فيقرا و حبّ قوقايا دماغ را پاك كنند . و ايضا غرغره سازند به طبيخ عاقرقرحا و مويزج و خردل .
بايد دانست آنچه از استعمال مسخنات گفته آمد ، آنگاه است كه در مزاج حرارت نباشد ؛ امّا اگر در مزاج گرمى بود ، سكنجبين عنصلى و ترنجبين ميل نمايند و ريباس و گل سرخ و سماق بجوشانند و در طبيخ وى ، سكنجبين يا ترنجبين با مرى آميخته [ و ] غرغره نمايند .
قسم دوم : در فساد ذوق . و وى عبارت است از تغير ذايقه . و آن بر دوگونه است :
يكى ، طعمى از طعوم محسوس همى شود بىآنكه چيزى بچشند . دوم ، آنكه هنگام ذوق اشيا ، طمعى بر خلاف طعم آن چيز كه مىچشند محسوس گردد . و ظاهر است كه در گونهء اوّل ، قوت سبب است و در ثانى ، ضعف سبب ؛ زيرا كه اگر سبب قوى است ، ذايقه مزهء آن
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Loss of the sense of taste ; ageusia ; ageustia.
( 2 ) . قاموس القانون :Dysgeusia ; parageusia.