[ 529 ]
باب [ پنجم ] : در امراض زبان و دهان
بيان هريك ، به فصل علىحده كرده آيد .
[ 530 ] دهن ، كه مجراى وى ، نخستين عضو آلات غذا است ، فايدهاش ظاهر است . امّا زبان ، مؤلف است از گوشت سپيد و شرائين و أورده و اعصاب . و سرخى وى ، از خون رگها و شريانها است . و در بيخ زبان ، قطعهيى گوشت غددى است كه لعاب و آب دهان از آن خيزد و زبان را تر دارد و به مطعوم مختلط شود . اگرچه زبان دو شاخ است ، ليكن بهر آن كه در يك غلاف است ، به ضرورت يكى مىنمايد . و منفعت زبان كه كشّاف راز انسان است ، هويدا است .
[ 531 ]
فصل [ اول ] : در ورم اللسان
« 1 » آماس زبان ، بر چهار قسم است :
يكى ، آنكه دموى بود . و علامتش سرخى زبان است و كمودت آن و احساس وجع متمدد در وى و لعاب اندكاندك آمدن .
علاج : رگ زنند و به مطبوخات و نقوعات مناسبه طبع [ را ] نرم كنند . و اگر از بزرگى آماس مجراى مرى به هم آمده باشد و هيچ فروبرده نشود ، بهر تليين ، حقنهء لينه به كار برند . و پس از تليين ، بهر ردع ماده به عصارهء كاهو و كاسنى و عنب الثعلب و مانند آنكه بارد و قابض بود غرغره كنند . و ايضا ، خرقه [ يى ] بدين عصارات آغشته بر زبان نهند . پس از آنكه زمان ابتدا درگذرد ، آب كاكنج و آب كرنب در لعاب تخم كتان آميخته استعمال
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Glossitis ; inflammation of the tongue.