[ 423 ]
فصل [ سى و هفتم ] : شتره
« 1 » سمّى بها لنفس حقيقتها [ يعنى اين نامگذارى ، به خاطر معنى لفظى اين كلمه است نه به خاطر لازم آن شىء كه بسيارى نامگذارىها چنين است ] ؛ زيرا كه شتره ، كوتاهى پلك چشم است . و در اكثر ، [ از اينكه ] پلك بالا متقلّص مىشود [ است ] كه پلك اسفل منقلب مىگردد به خارج ؛ چنانچه پلك بالا به اسفل نرسد و بهحسب تقلّص ، تمام بياض را يا بعض وى را نتواند پوشيد . و اين چشم را به چشم خرگوش مانند كنند و خواب خداوند اين چشم را خواب خرگوش گويند . و مضرت اين حالت ظاهر است كه به واسطهء تراكم غبار بر چشم و عدم انطباق اجفان ، واجب مىكند ضعف در بصارت .
اين مرض ، بر دو قسم است :
يكى ، آنكه در اصل خلقت ، مادهيى كه از وى پلك متكون مىشود ناقص باشد و بدان سبب پلك [ هم ] ناقص مخلوق گردد .
علاج : لا برء له [ يعنى علاجناپذير است ] .
دوم : آنكه عارض شود به سببى حادث . و اسباب محدثهء آن ، شش است :
يكى ، آنكه پلك بريده شود ؛ كما فى علّة الشعر الزايد .
دوم ، آنكه غده در پلك پديد آيد يا گوشت زايد برويد ؛ خواه گوشت افزونى از اثر قرحه بود كه در آنجا باشد ، خواه خودبخود بدون قرحه روئيده بود .
سوّم ، آنكه بسببى از اسباب پلك بالا بريده باشند و دوختن آن به نوعى كه بايد اتفاق نيفتد و به واسطهء سوء خياطت [ يعنى بددوزى ] ، شتره پديد آيد .
چهارم ، آنكه سبل عارض شود و هنگام لقط وى كه پلك را به خارج گردانيده باشند ، قدرى از آنها بريده شود و هم بر آن هيأت بگذارند ؛ پس به سبب تشنّج كه از اندمال قرحه لاحق گردد يا به سبب روئيدن گوشت زايد ، پلك همچنان منقلب به خارج
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Lagophthalmos ; inversion of the eyelid