تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
است [ و لذا با اخراج آن ، ] در حال [ يعنى فورا ] ماده كمتر شود و سبكى حاصل آيد . ليكن آنجا كه ماده بلغم صرف بود و احمر اللون و حرارت و گرمى در بدن نباشد ، بهر تقليل رطوبت ، فصد بخواهند كرد . و سزاوار آن است كه پيش از فصد به يك ساعت يك شربت ترياق فاروق يا مثروديطوس يا سنجرنيا يا انقرديا اندر ماء العسل حل كرده بدهند ، پس فصد كنند . آنجا كه در مزاج گرمى پيدا بود ، فصد كنند يا نكنند ، لكن واجب است كه نخستين در تسكين حرارت كوشند ؛ مثلا سكنجبين بنوشند و زيرباج تناول كنند و روغن گل در سركه پخته بر سر نهند . و پس از آنكه حرارت زايل شود ، به علاج فالج توجه نمايند . قال « الشيخ » : « إذا اجتمع الفالج و الحمّى فأخّر الفالج . و السكنجبين مع الجلنجبين نعم الدواء فى هذا الوقت » « 1 » . قال « جالينوس » : « اذا سالت الرّطوبات من الدماغ الى الأعصاب فى الفالج و اللقوة ، أعقب حرارة فى الموضع و قد يحمى مزاج الجانب السليم فقط » « 2 » . [ 217 ] قال « الشيخ » : « قد يعرض للشقّ السليم أن يكون مشتعلا كأنّه فى نار و الآخر المفلوج ، كأنّه فى ثلج » « 3 » . و آنكه يك شق مفلوج سرد بود و شقّ سليم گرم باشد دو وجه دارد : يكى آنكه روح نفسانى به واسطهء انسداد يك شقّ بدن كه مفلوج است ، آنچه در اين شق نافذ مىشد نيز به جانب شق سليم مندفع گردد و بدين سبب شقّ سليم گرم شود . دوم ، آنكه باشد كه شق مفلوج به سبب وقوع ضعف در وى نتواند جذب خون نمود ، پس بالضرور نصيبهء وى نيز به جانب شق سليم متوزع [ يعنى پخش ] شود و روح نيز تبعيت كند ؛ لأنه حامل له [ يعنى : زيرا خون ، حامل روح است ] . و حال آنكه بعيد نيست كه استعمال ادويهء مسخنه كه بدان علاج مىكند در اين معنى ممدّ شود . و پوشيده نيست كه اثر دوا در جانب صحيح بالضرور بيشتر است . [ 218 ] فايده : تا گرسنگى صادق نشود غذا نخورند و تا تشنگى سخت پديد نيايد آب ننوشند .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « هرگاه فالج و تب باهم بودند ، پس درمان فالج را بعدا انجام ده و در اين هنگام ، سكنجبين با جلنجبين خوب دارويى است » . م . ( 2 ) . ترجمه : « هرگاه در فالج و لقوه رطوبات از مغز به سوى اعصاب ريزد ، حرارتى در موضعشان ايجاد مىكند . و اى بسا فقط طرف سالم بدن را داغ كند » . م . ( 3 ) . ترجمه : « گاهى براى طرف سالم حالتى پيش مىآيد كه شعله مىزند و گويا در آتش است در حالى كه طرف ديگر بدن گويا در برف است » . م .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 117 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى