ماليدن اطراف صواب باشد . و به سكنجبين و آب گرم غرغره كردن ، سودمند و حقنهء معتدل استعمال نمودن ، مفيد [ است ] .
بعد از اين تدابير ، بهر تقويت سر روغن گل و بابونه و سركه بر سر نهند . پس اگر باز حقنهء معتدله استعمال نمايند تا مادهء ما بقى مستفرغ شود ، بهتر باشد . و چون سكته بگشايد ، در تلطيف تدبير كوشند و بر جلّاب و كشكاب اقتصار ورزند . و به تدريج به گوشت تيهو و دراج و مرغ متوجه گردانند طبيعت را .
اگر ماده سودا بود ، علامت و علاج آن از باب صرع و من دونها [ يعنى هر مرضى كه مادهء آن سودا بود و گذشت ] بجويند .
كذلك ، نشان تركيب هر خلط از نشان هر واحد ظاهر است و كذا علاجه .
[ 207 ]
قسم دوم : در سكتهء انقباضى
علامت و علاج آن ، بهحسب سبب است . و در اوّل اين فصل ، تعداد اسباب نموده شد .
و در فصل صرع و كابوس ، بيان اسباب كه مودّى شود به انقباض دماغ ، به تفصيل ذكر يافته .
[ 208 ] فايده : از آنكه گاه باشد كه مسكوت مشابه مىشود به مرده ، « جالينوس » مىگويد كه صاحب سكته را تا هفتاد و دو ساعت دفن نشايد كرد ؛ [ لهذا ] اكنون بيان مىكنم علامتى كه فارق باشد در موت و حيات مسكوت كالموتى و آن ، اقسام است :
يكى ، آنكه پشم ندفزده كه در نهايت ملايمت باشد يا پر باريك از پرهاى باريك كبوتر هرچه از اين هر دو ميسر آيد بستانند و مقابل سوراخ بينى گذارند : اگر متحرك شود پشم يا پر ، علامت حيات باشد ؛ زيرا كه بر تنفس مسكوت دلالت كند . اما اين عمل به نهجى [ يعنى بهگونهاى ] بايد كرد كه شايبهء حركت اينها از نفس مردم ديگر يا از باد نباشد .
دوم ، آنكه در ظرف كه به غايت رقيق الجرم بود آب اندازند . پس آن ظرف را بر سينه او نهند و به تعمق نظر بنگرند اگر نفس باقى است ، در آب حركت محسوس خواهد شد .
سوّم ، آنكه بر خصيتين و ما بين حالب و احليل و زير زبان و اندرون دبر مايل به خلف ، شريانى واقع است كه تا بقاى حيات متحرك است ؛ پس نباض راسخ [ بايد ] انگشت برين شرائين نهند و تفحص كنند كه متحرك است يا نه .