به آموختن از معلم ، همچنانكه چشمهاى ايشان از آن تاريكتر است كه اشيا را توانند ديد مگر به روشنايى چراغ . ديو جانس گفت : پس حكما از كه آموختند آن را ؟ ارسطو گفت :
پيوسته داعيان و رسل در آفاق زمين مردم را به اين كار خواندند و از زمين ما نخست كسى كه اين دانش به او رسيد هرمس الهرامسه ، يعنى إدريس النبى - عليه السّلام - بود .
ديو جانس گفت : از كجا به هرمس رسيد ؟ ارسطو گفت : روان وى را به آسمان بردند و از ملأ أعلا به او رسيد و ايشان او را حكيم گرفتند . و روان او از آسمان به زمين آمد و علما از وى فراگرفتند . ديو جانس گفت : چون بدانم كه علم را از آسمان گرفت ؟ ارسطو گفت : اگر اين علم حق است ، رسيدن او از بالا أحق خواهد بود . نبينى كه بالاى همه از نشيب او بهتر و شريفتر است . « 1 »
مؤلّف كتاب - وفقه اللّه - گويد كه اين مقدمه كافى است از براى حقيّت حكمت ارسطوئيين ، و اگر زياده بر اين تأييد و دفع شكوك خواهيد « 2 » در آخر كتاب در وصيّت ما نگاه كنيد .
مقدمهء سيوم « 3 » در بيان شروط وصول به أقصى درجهء ايمان و أعلا مرتبهء سعادت ، حكمت و عرفان كه نهايت مراتب قوّت و منزلت شيعيان امير المؤمنين - عليه السّلام - است در نزد بارى تعالى
و آن دوازده شرط است :
اول - سليقهء راست و درست كه به اصطلاح حديث شريف ، عقل مطبوع گويند .
دوم - اعتدال مزاج بدن و آلات و قواى خمسهء ظاهريه و باطنيه كه صحت ذاتى و فطرى گويند .
هامش
( 1 ) . عبارت فوق نقل به مضمون است . ر . ك . به : مصنفات بابا افضل كاشانى ، ترجمهء رسالهء تفاحه ، ص 142 .
( 2 ) . ( م ) : خواهند .
( 3 ) . ( م ) سيوم .