[ 5584 ]
يبروح الصنم :
بيخ لفاح برّى است به شكل دو انسان كه روى بر روى يكديگر گذاشته باشند . او را مهر گياه و سگكن نيز نامند ؛ چه در ميان عوام مشهور است كه هر كه او را قلع كند ، باعث هلاك اوست ؛ لهذا بعد از خالى كردن اطراف بيخ او سگى به آن مىبندند تا از حركت سگ منقطع گردد و اين معنى اصلى ندارد و در خواص او احدى بيان ننموده و نبات مزبور شبيه به عليق كه به تركى بكورتكن نامند و به قدر ذرعى و برگش شبيه به برگ انجير و باريكتر از آن و ثمرش سرخ و به قدر زيتونى و در بوى شبيه به ميعهء سايله و گلش سفيد و گويند در شب مىدرخشد و بيخش به صورت دو انسان مواجه و مستور به ليفهاى اشقر شبيه به موى به ؛ خلاف ساير اقسام بيخ لفاح كه ليفهاى مذكور را ندارند و مادامى كه سر اين صورت را جدا نكنند ، قوتش تا شصت سال باقى است .
در اولِ سوم ، سرد و در آخرِ آن ، خشك و مخدّر و هر عضوِ قسم مادهء او دواى همان عضو مردان و از قسم نر او دواى زنان و شرباً و با زعفران جهت مفاصل و عرق النساء نقرس و با مقل جهت بواسير و با سكنجبين جهت خفقان و با كاسنى جهت حرقة البول و ذرور بيخ و ثمر او جهت آكله و قروح خبيثه ، نافع .
مغلِّظ خون و مبلِّد ذهن و مصلحش روغنها و قدر شربتش چهار قيراط است .
در نيرنجات و اعمال غريبه به غايت مؤثر .
از « هرمس » نقل شده كه بهترين زمان قلع او آن است كه مريخ در خانهء شرف يا در خطى از خطوط شرف و متّصل به سعدين يا به احدى از سعدين و با قمر در يك برج باشد و روز سه شنبه وقت طلوع بهتر از ساير اوقات است چون عضوى از اعضاى او را با اندكى از ثمر او و قليلى روغن بان يا زنبق يا روغن خلاف نرم سائيده پيشانى و چشمها و روى را به آن تدهين نمايند ، نزد ملوك به غايت مكرم و معزز باشند و هر حاجتى كه روى دهد روا گردد و چون مجموع او را يا عضوى از آن را شكسته و به آلتى قطع نكنند و بر بازو ببندند يا به گردن آويزند ، از كل آفات و غرق و حرق و صاعقه و راهزنان و دزدان محفوظ باشند و تعليق او جهت رفع صرع و تسكين غضب ملوك به غايت مؤثر و بعضى شرط دانستهاند كه در اوّل ماه بايد تعليق نمايند و بخور او جهت دور شدن شياطين و جن و رفع فساد و عقل و جنون مؤثر است و چون ثمر نارسيدهء او را با روغن گل سرخ سائيده ، زن حامله بر كمر و شكم طلا كند از اسقاط جنين ايمن باشد و چون يك عدد گل شكفتهء