تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
او را كوبيده در روغن زيتون بجوشانند طلاى آن رافع عسر ولادت است و هرگاه يك عدد گل نشكفته را در كتابى به ريسمان پشمى كه هفت رنگ باشد پيچيده ، بر طفل مصروع تعليق نمايند ، رفع صرع او گردد . [ 5585 ]

يبروح الوقار :

يبروح الصنم است . [ 5586 ]

يربوزه :

بقلهء يمانى است و نزد بعضى رجله . [ 5587 ]

يبروحا :

بادنجان است . [ 5588 ]

يبرو :

اسم سريانى بغل است كه به فارسى استر گويند . [ 5589 ]

يتوع :

اسم جنس نبات شير دار است و گويند از مطلق او مراد ، لاغيه است ؛ چه آن بهترين اقسام اوست . چون هر چه اسم مخصوصى داشته‌اند مذكور گرديد ، لهذا در اينجا ذكر خواص كليهء آن بيان مىشود . جميع يتوعات ، در غايت گرمى و خشكى و اكثر آن در مرتبهء چهارم و با سمّيت‌اند و جراحت كنندهء جلد و مسهل قوى در همهء امزجه و مورث اسهال و قرحهء امعاء و زحير و پيچش و غثيان و انقلاب معده و تقلب نفس و غشى و استعمال آن را در خارج بدن جايز دانسته‌اند و اگر به خوردن بعضى از آن احتياج افتد زياده از دو سه قطره از شير او بدون مصلحى نبايد آشاميد و مصلحات آن نشاسته و آرد جو و روغن بادام و گل سرخ و ربّ سوس و كتيرا است و دوغ سرد كرده ، رافع افراط عمل اوست . [ 5590 ]

يحمور :

[ اسم حمار الوحش است ] ، و نزد اطبا نوعى از ايل است و در الف مذكور شد . [ 5591 ]

يحضيض :

كرفس بزرگ برگ بستانى است . [ 5592 ]

يد اللّه :

خون بز چهار ساله است كه در اوّل پاييز گرفته باشند و در ماعز مذكور شد . [ 5593 ]

يذره :

قسوس است . [ 5594 ]

يذفه :

درخت بل است . [ 5595 ]

يراع :

قصب است . [ 5596 ]

يرمه :

عشبة النار است . [ 5597 ]

يرنا :

اسم عربى حنا است . [ 5598 ]

يراميع :

هليون است . [ 5599 ]

يربوع :

به فارسى موش دشتى نامند و او ، مانند موش و از آن بزرگ‌تر و دستهاى او بسيار كوتاه تر از پا و دنباله‌اش بلند است .