امعاء و طلاى او با زعفران جهت كلف و با سركه جهت خناق و اورام حارّه و اكتحال او جهت دمعه و قرحه و جرب و منع ريختن مواد به چشم و با شير زنان و با سفيدهء تخم مرغ جهت خشونت پلك و حرارت رمد ، نافع .
مقلل منى و مسدد و دير هضم و مصلحش شيرينيها و كرفس و قرنفل و بدلش برنج مغسول و غبار الرحى و شربتش از يك مثقال تا پانزده مثقال است .
[ 5379 ]
نشاره :
اسم آن چيزى است كه از اشجار به سوهان و به سائيدن جدا گردد و يا به سبب كرم زدن غبارى از او به هم رسد .
خشكى او نسبت به اصل آن چوب بيشتر و همهء آن ، قابض و جالى و منقّى زخماند و ضماد محترق مجموع آن كه با وزن او انيسون سوزانيده باشند با سركه مانع زياده شدن قروح ساعيه و آكله و التيام دهندهء زخمهاست و مجرب شمردهاند و خواص هر يك در اصل آن مذكور است .
[ 5380 ]
نشف :
اسم عرب بيخ مرجان است و گويند غير اوست و آن سنگى است سبك و پر سوراخ مانند آشيان زنبور سرخ و از ساحل درياى جدهء نواحى مكهء معظمه خيزد .
خشكتر از بسد و در الحام زخمها و با شب در قطع قوىتر از آن و در ساير افعال مانند اوست .
[ 5381 ]
نشافه :
اسم عربى اسفنج است .
[ 5382 ]
نشاسته :
اسم فارسى نشا است و نشاستج ، معرَّب از اوست .
[ 5383 ]
نضار :
اسم ذهب است و درخت گز كوهى را نيز نامند .
[ 5384 ]
نطرون :
به ورق احمر است و گذشت .
[ 5385 ]
نعام :
به فارسى شتر مرغ را نامند و معروف است .
در آخرِ سوم ، گرم و خشك و گوشت او محلّل رياح و بلغم و رافع لقوه و فالج و درد مفاصل و امثال آن و خدر و استسقاء و جميع امراض بارده .
بطىء الهضم و مضرّ محرورين و مصلحش سركه و روغن .
طلاى پيهء او محلّل اورام مزمنه و استسقاء و تهبج اطراف و رافع سمّ عقرب ، و باعث سرعت حركت اطفال و چون بر بدن بمالند ، اقسام مار از آن شخص بگريزد و اگر نزديك او بشوند بىحس گردند و شرب آن باعث زود تكلم كردن اطفال و سرگين او رافع كلف و