تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
آب چشمه اى است كه در بلاد فارس ، مانند قير منجمد مىشود و در بعضى جبال گيلانات و لرستان نيز موجود است و عرق الجبال نيز نامند و آنچه در سواحل درياى مغرب يافت مىشود به خوبى فارسى و بلاد ايران نيست و بهترين او سياه براق است كه بوى بدى نداشته باشد و « ارسطو » فرموده كه بهترين او آن است كه چون جگر گوسفند را در گرمى ذبح با ريزهء نى شكسته‌اى شق كرده بر آن بمالند التيام يابد . در اولِ سوم ، گرم و در دومِ ، خشك و نزد بعضى خشكى غالب بر گرمى اوست و قوتش تا چهل سال باقى است و او مقوّى دل و مفرّح و محلّل مواد بارده و مقوّى اعضاى باطنى و ظاهرى و مجفِّف رطوبات و معين باه و حافظ ارواح بدنى و لطيف و سريع النفوذ جهت فواق و فالج و رعشه و لقوه و سمومات مشروبه و درد معده و وجع الفؤاد و تقويت معده و اختناق رحم و جميع امراض بارده و نفث الدم و جراحات مثانه و سلس البول و ابتداى جذام و داء الفيل و ثقل زبان و گزيدن عقرب و شرب محلول او در روغنها و ضماد آن جهت شكستگى اعضاء و بيرون رفتن مفاصل و كوفتگى و پاره شدن عصب و عضل ، بىعديل و با عناب و امثال آن جهت سرفه و با سكنجبين جهت خفقان و با آب كرفس جهت سپرز و در هر علتى با معاون و مناسب آن آشاميدن بهتر است و قطور او با روغن گل سرخ جهت گرانى سامعه و با كافور جهت امراض بينى و سعوط او با آب مرزنجوش و مانند آن جهت شقيقه و صرع و امراض دماغى و غرغرهء او با رب توت و مانند آن جهت ورم گلو و با شير جهت امراض اعضاى تناسل و يك قيراط او با دو دانگ گل ارمنى و يك دانگ زعفران جهت صدمهء جگر و معده و با آب كاسنى و عنب الثعلب و طلاى او با روغن گاو جهت گزيدن عقرب و حمول او با روغن زيتون يا زنبق جهت تقطير البول و استرخاى مقعد و عزيوط و دلوك او با عسل جهت لكنت زبان و مسوح او با روغن نارجيل و مانند آن بر قضيب و انثيان و حوالى آن جهت تحريك جماع و با اشربهء مناسبه جهت تب ربع ، نافع . مضر محرورين و مصلحش سكنجبين و قدر شربتش در شكستگى اعضا نيم درهم و در ساير امراض از يك قيراط تا يك دانگ و بدلش قفر اليهود است . « ارسطو » گويد كه چون موميائى خوب را با پيه خوك غير نمك سود در گوش اصمِّ مادر زاد گذارند رفع كرى مىكند .