در اولِ سوم ، گرم و خشك و مسهل ماء اصفر و سودا و بلغم و محرِّك اشتها و محلّل رياح و در ساير افعال مانند ساير اقسام و قدر شربتش تا يك درهم است .
[ 5186 ]
ملح المر :
نمك تلخ است ما بين سياهى و سفيدى و مايل به زردى .
از همه اقسام گرمتر و قريب به درجه چهارم و در اندمال جراحت با صمغ زيتون ، قوىتر از ساير است و قدر شربتش كمتر از يك درهم .
[ 5187 ]
ملح الطبرزد :
نمك معدنىِ جبلى است و بهترين او ، سفيدِ مسمى به اندرانى .
[ 5188 ]
ملح الغرب :
بوره اى است كه از درخت غرب به عمل آورند و در افعال ، قوىتر از بورهء ارمنى است .
[ 5189 ]
ملح چينى :
به لغت مصر ، ابقر است و أبقر ، مذكور شد .
[ 5190 ]
ملح سنجى :
شوره است .
[ 5191 ]
ملح الدباغين :
قسم سياه ملح العجين است .
[ 5192 ]
ملح الصناعة و ملح الصباغة :
تنكار است .
[ 5193 ]
ملح مختوم :
ملح هندى است .
[ 5194 ]
ملح النار [ الفار ]
: نوشادر است .
[ 5195 ]
ملح تونية :
نوشادر است .
[ 5196 ]
ملح القلى :
نمكى است كه قلى را در آب حل كرده ، صاف آن را با آتش منعقد كند و خواص اودر قلى مذكور شد و چون او را در سركه حل نموده عقد كنند و با نوشادر بسايند ، در نقل معادن به مراتب اعلى بىعديل دانستهاند . [ و چون به ازاى هر سه درهم نوشادر يك عدد زردهء تخم پخته اضافه نموده ، به آتش برشته ، به افشردن روغن او را بگيرند ، در عملِ رصاص ، مجرب شمردهاند ] و او برنده گوشت فاسد لثه و منقّى آن است .
[ 5197 ]
ملح بحرى :
از اقسام ملح مائى است و تا آب به او رسيد حل مىشود و اكثر آن ، سياه و در افعال قريب به ملح اسود است .
[ 5198 ]
مليح :
نوعى از عوسجِ بزرگ برگِ سرخ است .
[ 5199 ]
ملوخيا و ملوخيه :
خبّازى بستانى است .
[ 5200 ]
مليون و ملونيا :
خربزه گرمك است .
[ 5201 ]
مليطن :
به لغت اندلس ، بقلهء يمانيه است .