تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
در اولِ سوم ، گرم و خشك و مسهل ماء اصفر و سودا و بلغم و محرِّك اشتها و محلّل رياح و در ساير افعال مانند ساير اقسام و قدر شربتش تا يك درهم است . [ 5186 ]

ملح المر :

نمك تلخ است ما بين سياهى و سفيدى و مايل به زردى . از همه اقسام گرم‌تر و قريب به درجه چهارم و در اندمال جراحت با صمغ زيتون ، قوىتر از ساير است و قدر شربتش كمتر از يك درهم . [ 5187 ]

ملح الطبرزد :

نمك معدنىِ جبلى است و بهترين او ، سفيدِ مسمى به اندرانى . [ 5188 ]

ملح الغرب :

بوره اى است كه از درخت غرب به عمل آورند و در افعال ، قوىتر از بورهء ارمنى است . [ 5189 ]

ملح چينى :

به لغت مصر ، ابقر است و أبقر ، مذكور شد . [ 5190 ]

ملح سنجى :

شوره است . [ 5191 ]

ملح الدباغين :

قسم سياه ملح العجين است . [ 5192 ]

ملح الصناعة و ملح الصباغة :

تنكار است . [ 5193 ]

ملح مختوم :

ملح هندى است . [ 5194 ]

ملح النار [ الفار ]

: نوشادر است . [ 5195 ]

ملح تونية :

نوشادر است . [ 5196 ]

ملح القلى :

نمكى است كه قلى را در آب حل كرده ، صاف آن را با آتش منعقد كند و خواص اودر قلى مذكور شد و چون او را در سركه حل نموده عقد كنند و با نوشادر بسايند ، در نقل معادن به مراتب اعلى بىعديل دانسته‌اند . [ و چون به ازاى هر سه درهم نوشادر يك عدد زردهء تخم پخته اضافه نموده ، به آتش برشته ، به افشردن روغن او را بگيرند ، در عملِ رصاص ، مجرب شمرده‌اند ] و او برنده گوشت فاسد لثه و منقّى آن است . [ 5197 ]

ملح بحرى :

از اقسام ملح مائى است و تا آب به او رسيد حل مىشود و اكثر آن ، سياه و در افعال قريب به ملح اسود است . [ 5198 ]

مليح :

نوعى از عوسجِ بزرگ برگِ سرخ است . [ 5199 ]

ملوخيا و ملوخيه :

خبّازى بستانى است . [ 5200 ]

مليون و ملونيا :

خربزه گرمك است . [ 5201 ]

مليطن :

به لغت اندلس ، بقلهء يمانيه است .