تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
[ 4623 ]

كمّون اسود :

زيره كرمانى است و در بعضى بلاد ، شونيز را به اين اسم مىنامند . [ 4624 ]

كمّون هندى :

شونيز است . [ 4625 ]

كمّون نبطى :

زيرهء سبز است . [ 4626 ]

كماليون :

مازريون است . [ 4627 ]

كمكام :

صمغ ضرويمنى است و به فارسى ، حسن لبه گويند و حصى لبان مذكور شد . [ 4628 ]

كماه :

تميمى گويد به لغت سريانى باد آورد است و به فارسى گياهى است معروف كه دواب را به آن تعليف مىكنند و حلتيت منتن ، صمغ اوست . [ 4629 ]

كمجاين :

اسم هندى نوعى از بيش است . [ 4630 ]

كمهاره :

اسم هندى تخم انجره است . [ 4631 ]

كمارو :

اسم هندى موميائى است . [ 4632 ]

كموى :

اسم عنب الثعلب است . [ 4633 ]

كميز :

اسم فارسى بول است . [ 4634 ]

كميش :

اسم تركى فضه است . [ 4635 ]

كندر :

صمغى است مخصوص بلاد شحر و عمان و جبال يمن و مستدير و صلب مايل به سرخى او را كندر ذَكَر و سفيد سست را انثى نامند و تازهء او را كه در انبانها حركت داده باشند ، مدحرج گويند و پوستهاى رقيق او را كه از سائيدن به يكديگر جدا مىشود ، قشار كندر نامند و آنچه غير صفايحى و مانند آرد باشد ، دقاق كندر و كندر ، قوتش تا بيست سال باقى مىباشد و مغشوش او از آتش ، شعله ور نمىگردد و درخت او به قدر دو ذرع و خاردار و برگ و تخم او شبيه به برگ و تخم مورد . در دوّم ، گرم و در سوم ، خشك و ملطّف و محلّل رياح و حابس سيلان خون ظاهر اعضاء و حجب دماغى و نفث الدم و مقوّى دل و معده و هاضمه و حافظه و مجفِّف بلغم و با ترياقيت و مبهّى و منقّى و مقوّى روح حيوانى و دماغى و جهت خفقان و صاف كردن آواز و با مصطكى جهت رطوبات دماغى و غثيان و قى و اسهال رطوبى و نيم درهم او با مثل آن نانخواه جهت زحير و با روغن زيتون و عسل جهت رفع برودت استخوان كه مزمن شده باشد و با صمغ جهت رفع رايحهء كريهه خيشوم و عسر النفس و سرفهء مزمن رطوبى و ربو و با عسل و شكر جهت ضعف معده و رياح غليظه و نسيان و با مويزج و صعتر جهت