تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
[ 4179 ]

قطلب :

اسم شامى نباتى است شبيه به درخت به و برگش باريك و ثمرش به قدر آلوچه و بىدانه و بعد از رسيدن ، شيرين و سرخ مىشود و خوشبو و با قبض و بعد از خوردن آب او ، به جاى دانه ، ثفلى مثل كاه از آن مىماند . در دوّم ، سرد و خشك و ثمر او ترياق سموم و ضماد او بر چشم جهت جمع كردن آب نازل ، مؤثر و طبيخ برگ او محلّل اورام و جهت جوششها و منع كثرت دمل و نطول او جهت درد مقعد و رحم و ذورر او جهت تجفيف قروح رطبه و ضرر سوختگى آتش و ثآليل و صمغ او - اگر يافت شود - ، خوردن آن مانع اسقاط جنين و حمول او جهت بواسير و بخور او جهت رفع سحر و افسون ، مؤثر است . [ 4180 ]

قطن :

به فارسى پنبه و به تركى پنبوق نامند . در دوّم ، گرم و خشك و مجفِّف و شكوفهء او به غايت مفرّح و يك اوقيهء آن ، قريب به اسكار و شربتى كه از آن بسازند به قدر بيست درهم آن رافع خفقان و اختناق رحم و وسواس ابتداى جنون ، مفيد و ضماد شكوفه و برگ و پنبهء سوخته محلّل اورام و رافع حكّه و مانع آبله كردن سوختگى آتش و آب برگ او قاطع اسهال است به شرطى كه با شربت سيب به دفعات تا ربع رطل از آن بنوشند و پوشيدن لباس او مسخّن و مجفِّف و پنبه تازه ، مقوّى بدن و موافق صاحبان رعشه و كزاز و فالج و ضماد برگ او با روغن گل جهت نقرس ، بىعديل و جلوس در طبيخ آن جهت اختناق رحم و بخور او جهت زكام و سوختهء اودر قطع خون جراحات ، مجرب است و چون فتيله از آن ساخته ، يك طرف او را آتش زده ، طرف ديگر بر ثآليل گذارند به حدى كه قريب به داغ رسد و سه روز تكرار كنند ، در رفع ثآليل ، مجرب است و چون شاخ پنبه را در گوش گذاشته ، طرف ديگر را بسوزانند ، آبى كه در گوش رفته باشد جذب كند و پنبهء كهنه پوسيده ، رافع گوشت مرده زخمها است و ضماد جميع اجزاء او مقوّى معده و محلّل و جاذب خون به ظاهر جلد است . مغز پنبه دانه - با سكنجبين در محرورين و با دارچينى در مبرودين - ، به غايت مبهّى است و قدر شربت از شكوفهء او تا هجده درهم و از مغز دانه او تا پنج درهم است . روغن تخم او مبهى و ملطّف و جالى و رافع سرفه و مغص و تدهين به او جهت امراض بارده ، بىعديل است . [ 4181 ]

قطف :

اسفناج رومى است و او را سرمق فارسى نيز نامند . مانند پودنه بلند مىشود و