[ 4155 ]
قسيطوس :
زنجار است .
[ 4156 ]
قسا :
سليخه است .
[ 4157 ]
قسطل :
شاهبلوط است .
[ 4158 ]
قسرا :
اسم تركى رماك است .
[ 4159 ]
قساولون :
اسم روغن زفت است و در زفت مذكور شد .
[ 4160 ]
قشور :
اسم جنس پوست اشجار و اثمار و به زور است و بعضى را اعتقاد آن كه اقسام آن ، غذائيت ندارد و قابل هضم نيستند .
[ 4161 ]
قشمش :
معرَّب از كشمش فارسى است و در زبيب ، خواص آن مذكور شد .
[ 4162 ]
قشار :
اسم اصطلاحى پوست حبّ المحلب است نزد اهل بغداد .
[ 4163 ]
قشار الكندر :
صفايح باريك كندر است ، شبيه به پوست و او را از كندر لطيفتر دانستهاند .
[ 4164 ]
قشر البيض :
پوست تخم مرغ است و در بيض مذكور شد .
[ 4165 ]
قشره :
به اصطلاح مصر ، پوست درخت زرشك است .
[ 4166 ]
قصب :
به فارسى نى و به تركى قابش نامند و اقسام مىباشد : هندى آن ، كه باس نامند و غير مجوف و باقى اقسام ، مجوفند و قصب فارسى ، نى سبز است كه در غير آبها مىباشد و اجامى ، مخصوص آبها است و قلم و نيشكر از اقسام اوست و عكرش كه قسمى از ثيل است چون در زمينهاى آبدار پرورش يابد ، نى مىشود .
اقسام نى ، در دوّم ، سرد و خشك و سوخته آن گرم و بيخش قوىتر و با اندك حدّتى و ضماد تازه كوبيدهء او جاذب پيكان و استخوان و خار از بدن و با سركه ، مسكّن درد كمر و ضماد برگ تازهء او جهت اورام حارّه و باد سرخ و شرب سائيدهء او با عسل جهت سرفه و سوختهء او به قدر دانگى مفتّح سدهء زهره .
مضرّ شش و مصلحش كتيرا و قند است و ضماد سوختهء او جهت جرب و حكّه و زخمهاى چرك دار و سنون او جهت جلاى دندان و سيلان خون لثه ، مفيد و طلاى بيخ سوختهء او با پوست آن با مثل آن حنا جهت رويانيدن موى و تقويت آن و جلاى بشره ، نافع و اكتحال رطوبتى كه در برگ نى جمع مىشود جهت بياض عين از مجربات است و فرش كردن برگ نى فارسى كه آب بر آن بپاشند جهت صاحبان تب حارّه و رفع شدت گرمى