مضرّ محرورين و مصلحش بنفشه و قدر شربتش يك درهم است .
[ 4072 ]
قراقاط :
به لغت تركى اسم ثمر درختى است به قدر فلفلى و در ترشى شبيه به زرشك و در افعال ، قريب به آن و ظاهراً نوعى از آن باشد و « بغدادى » اشتباه نموده آن را زقال دانسته است و زقال ، اسم فارسى قرانيا است .
[ 4073 ]
قراصيا :
اسم رومى است و به عربى حبّ الملوك و به فارسى آلوبالو نامند و گيلاس ، قسم شيرين اوست .
آلوبالو ، در دوّم ، سرد و در اوّل ، خشك و قابض و مسكّن تشنگى و حدّت خون و صفرا و مقوّى معده و رافع غثيان و التهاب و دانه او را چون شيره گرفته با عشر آن رازيانه بنوشند جهت سنگ مثانه و حرقة البول ، بىعديل و خشك او قابضتر و چون مغز دانهء او را با پنبهء كهنهء نرم كوفته ، فتيلههاى باريك ساخته ، در احليل بگذارند ، رافع جراحت مجارى بول و منقّى بول المدة و حرقة البول است .
گيلاس ، در اوّل ، سرد و تر و مليّن طبع و سريع الاستحاله به خلط غالب و محرِّك باه محرورين و بعد از طعام ، مورث تخمه و مضعف معده و جهت خشونت حلق ، و شش مفيد ، و مصلحش جوارشات و صمغ هر دو گرم و خشك و جالى و مغرّى و در قطع سرفه ، مجرب و مقوّى باه و مفتّت حصاة و محرِّك اشتها و رافع خشونت حلقوم و التيام دهنده زخمهاى باطنى و ضماد او جهت نيكويى رخسار ، مؤثر و اكتحال آن ، مقوّى بصر و رافع جرب چشم و قدر شربتش يك مثقال است .
[ 4074 ]
قرة العين :
جرجير الماء و كرفس الماء نيز نامند ؛ چه او در طعم و رايحه شبيه به جرجير و در برگ و ساق شبيه به كرفس است و در آبها مىرويد . گلش زرد و با عطريت و تندى است .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و محلّل و مدرّ بول و حيض و مفتّح سنگ گرده و مسخّن مزاج و هاضم و مفتّح سدد و رافع درد پهلو و يرقان و سپرز و قرحهء امعاء و مغص و حابس نزف الدم احشاء و سرخ كنندهء رخسار و نطول طبيخ او مسكّن لرز و قشعريره .
مضرّ سفل و مصلحش عناب است .
[ 4075 ]
قرع :
به فارسى كدو و به تركى قباق گويند و دو قسم مىباشد : يكى را كدوى سبز و ديگرى را رومى گويند .