حرف الغين
[ 3776 ]
غافت :
به تاء مثناة و كسر فاء ، شكوفهء گياهى است كبود مايل به بنفشى و طولانى و تلخ و با عفوصت و برگش دراز و عريض و زغب دار و از وسط برگها شاخ مجوف خشونتدار مىرويد و قوتش تا سه سال باقى است .
در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و لطيف و جالى و مفتّح سدهء جگر و مقوّى معده و جگر و مدرّ حيض و بول و شير و عرق و مسهل اخلاط سوخته و حارّه و رافع تبهاى مركبه و سدهء سپرز و جگر و ذرور او مجفِّف و التيام دهندهء زخمها و حمول او مدرّ قوى حيض .
گويند مضرّ سپرز است و مصلحش انيسون و بدلش مثل او اسارون و نصف او افسنتين و شربت او سه درهم و در مطبوخ ، هفت درهم است .
[ 3777 ]
غار :
درختى است كه تا هزار سال باقى مىماند و نزد يونانيين ، به غايت محترم بوده .
برگش خوشبو و شبيه به برگ زيتون و قسمى از آن شبيه به برگ بيد و ثمرش به قدر فندقى و پوست او ، رقيق و سياه و مغز تخمش سرخ مايل به زردى و خوشبو و تلخ .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و دانه او ، گرمتر از ساير اجزاء و طبيخ برگ او ، موافق رحم و مثانه و ضمادش جهت گزيدن زنبور و با نان و به دستور ، با آرد جو برشته جهت تسكين دردهاى حارّه و مضمضهء طبيخ او با سركه جهت درد دندان و پاشيدن آب او در خانهها جهت گريزانيدن هوامّ و آشاميدن آن ، مقىّء و افتراش آن باعث گريختن هوامّ و مگس است و حبّ الغار ، محلّل و مدرّ و ترياق جميع سموم و كشندهء جنين و مقوّى فهم و رافع ربو و ضيق النفس و سرفهء كهنه و رياح غليظه و مغص و قولنج و امراض جگر و گرده و مثانه و حصاة و سپرز و وسواس و صرع و درد كمر و مفاصل و احتباس حيض و با عسل جهت قرحهء امعاء و ريه و قطور او با روغن گل و سركه جهت گرانى سامعه و دوى و طنين و ضماد او جهت بهق و تحليل اورم بارده ، مفيد .