چون محلوب او را مثال غبار سائيده و رفع نمك از شستن مكرر نموده ، با صمغ عربى و آب حل كنند ، در اعمال نقاشى و مانند آن بهتر از ورق نقره است و چون زعفران اضافه نمايند مثل ورق طلاى محلول و با زنگار زمردى و با آب عصفر ، فستقى مىشود و چون با شب يمانى و خطمى و مغره و سركه و سفيدهء تخم بر اعضاء طلا كنند ، مانع سوزانيدن آتش است و اهل صناعت ، طلق را مطهر قلعى مىدانند هر گاه با آن گداخته شود .
[ 3490 ]
طلع :
شكوفه درخت خرما است كه بعد از شكفتن ، گشن خرما از غلاف او حاصل شود ، مانند آرد و دقيق النخل نامند و بدون پاشيدن آن بر ثمر نخل ، بارى نمىبندد .
در اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و قابض طبع و مسكّن حرارت خون و مقوّى معده و خشك او به قدر نيم اوقيه رافع اسهال و جهت تشنگى و تبهاى حارّ و نفث الدم و نزف الدم ، نافع .
دير هضم و اكثار او مولد قولنج و عسر بول و درد سينه و مصلح مطبوخ او روغن كنجد و خام او را مصلح ، چربيها و شيرينيها است .
آرد او ، با حرارت لطيفه و به غايت محرِّك باه است .
[ 3491 ]
طلح :
اسم عربى درخت موز است و اهل باديه ، ام غيلان را به اين نام مىخوانند .
[ 3492 ]
طلا :
خمر غليظ سياه لون است و بعضى مثلث را به اين اسم مىنامند و بعضى مطبوخ را و به فارسى ، ذهب ، به اين اسم مخصوص است .
[ 3493 ]
طليطلى [ ططلى ]
: طى قيموليا است .
[ 3494 ]
طليسا :
نوعى از حلزون است كه در شام ، نمكسود كرده ، با نان مىخورند و خواص حلزون ، گذشت .
[ 3495 ]
طلمه :
اسم نان كماج است .
[ 3496 ]
طمطم :
سماق است .
[ 3497 ]
طمطرا :
خروع است .
[ 3498 ]
طنباط :
به لغت سودان ، ترنجبين است .
[ 3499 ]
طوليدون :
عنب الثعلب است .
[ 3500 ]
طوطى :
ببغا است .
[ 3501 ]
طوسيس :
به قول مؤلف « حاوى » ، فقاح اذخر است .