حرف الضاد
[ 3409 ]
ضأن :
به فارسى گوسفند نامند . [ ماده و ميش و به عرف اطبّا ، مطلق گوسفند است ] و بهترين او يك ساله و دو ساله است كه فربه باشد و چهار ساله و زياده از آن ، غليظ و كثيف و مولد خلط فاسد و گوشت گردن و حوالى آن ، بهتر از ساير اعضاء است .
در دوّم ، گرم و تر مسمِّن و مقوّى بدن و كثير الغذاء و مولد خون متين و سريع الهضم و دل و جگر و گردهء او مقوّى دل و جگر و گردهء انسان و مغز سر آن ، مورث بلادت و نسيان و خوردن گوشتاب مهراى او كه با سركه و عسل مداومت نمايند و غذا منحصر به آن باشد ، به غايت مقوّى بنيه و رافع غشى و مانع خفقان و لاغرى بدن و بلع كردن پيهء او بعد از ذبح كه سرد نشده باشد و گداختهء او كه گرم باشد جهت سرفه و درد سينه و ضيق النفس و حرقة البول بسيار ، مفيد و زهرهء او ، جالى آثار و جهت اقسام قوبا و با عسل جهت حزاز و اكتحال او جهت بياض و خون او جهت حكّه و جرب و طلاى سرگين او جهت تحليل اورام و جهت استسقاء و التيام زخمها و با سركه جهت شرى و با موم روغن جهت ثآليل و لحم زايد - كه توته نامند - و با سركه جهت سوختگى آتش و در رفع داخس ، مجرب و شرب استخوان سوختهء قبرقهء او قاطع اسهال و سيلان خون و پيچيدن در پوست او كه با گرمى ذبح باشد ، رافع درد ضربه و مانع زخم شدن عضو مضروب است و در ايام طاعون و و با ، استعمال گوشت گوسفند به جهت كثرت تولد خون ، جايز نيست .
سركه و آبكامه ، ملطّف و رافع ثقل اوست .
[ 3410 ]
ضال :
اسم سدر جبلى است .
[ 3411 ]
ضبع عرجا :
به فارسى كفتار نامند و وصف او به عرجا ، جهت كوتاهى دست چپ اوست و او ، بسيار ضعيف القلب و كثير الجماع و خائف مىباشد .