قوت چوب او تا سى سال باقى است و آن ، سفيد و زرد و سرخ مىباشد .
سفيد و زرد او ، در سوم ، سرد و در دوّم ، خشك و سرخ او به عكس آن و مقوّى معده و دل و مفرّح و رادع و قابض و با ترياقيت و مسدد و جهت خفقان حارّ و تبهاى تند و التهاب و منع صعود بخارات به دماغ ، نافع و طلاى او جهت دفع بوى نوره و درد سر حارّ و باد سرخ و نمله و جمره و نقرس و اورام حارّ ، مفيد ، خصوصاً با آب عنب الثعلب و حى العالم و امثال آن و با نصف او انزروت و سفيدهء تخم جهت منع نزلات به چشم و ساير اعضاء ، نافع و بالخاصية ، طلاى او مورث خارش بدن و حرارت است و رافع آن ، سركه و روغنهاى گرم لطيف است .
به غايت مضرّ باه و قاطع آن و مضرّ صوت و مصلحش عسل و نبات و شربتش يك مثقال و بدل سفيد آن ، نصف آن كافور و بدل سرخ او مثل او فوفل است و ضماد صندل سرخ با روغن زنبق جهت اعياء و با گلاب جهت قلاع ، مفيد و در ساير آثار ، سواى تفريح ، مثل سفيد است .
[ 3391 ]
صن الوبر :
قرصى است كه از يمن آرند و اصل او معلوم نيست و گويند بول حيوانى است مسمى به و بر ، به قدر گربهاى .
در سوم ، گرم و خشك و قاطع اسهال و ضيق النفس و امراض بارده و جهت اندمال جراحات جميع حيوانات و قطع سيلان خون و تحليل اورام و حمول او جهت قطع حمل ، مؤثر .
طول مكث او بر بدن ، مقرح جلد و مصلحش روغن گل است .
[ 3392 ]
صنار :
معرَّب از چنار فارسى است .
[ 3393 ]
صندل حديدى :
خماهان است .
[ 3394 ]
صنوبر الارض :
كمافيطوس است .
[ 3395 ]
صنوبر هندى :
ديودار است .
[ 3396 ]
صنط :
قرظ است .
[ 3397 ]
صندل كاچول :
به لغت تنكابن ، اسم خف الغراب و آن ، قسمى از حلزون برّى است .
[ 3398 ]
صوف :
به فارسى پشم نامند .
سياه او ، گرمتر از سرخ و او از سفيد ، اسخن و مجموع آن ، در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و