تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
الرايحة نيست و قدر شربتش تا نيم درهم . [ 3375 ]

صمغ السرو :

در جميع افعال ، مثل راتيانج است . [ 3376 ]

صمغ كرفس جبلى :

كماشير است . [ 3377 ]

صمغ فارسى :

صمغ اجاص است . [ 3378 ]

صمغ جوز رومى :

كهربا است . [ 3379 ]

صمغ الطرطوث و صمغ اشترغاز :

اشق است . [ 3380 ]

صمغ البلسان :

دهن بلسان است . [ 3381 ]

صمغ المحروث :

حلتيت طيب است و به فارسى ژدكوله پر نامند . [ 3382 ]

صمغ البطم :

علك البطم است . [ 3383 ]

صمغ القثاد :

كتيرا است . [ 3384 ]

صمغ سداب برّى :

[ نزد بعضى ] ثافسيا است . [ 3385 ]

صمغ الصنوبر :

راتيانج است . [ 3386 ]

صمغ الحرشف :

كنگر زرد است . [ 3387 ]

صمغ الزيتون :

اصطرك است . [ 3388 ]

صمغ الكمكام :

حصى لبان است . [ 3389 ]

صنوبر :

به فارسى درخت كاج نامند و ناژو نيز گويند و نر او را ثمرش بىمغز و قطران او ، زبون‌تر از قطران شيرين است و مادهء او ، بزرگ و كوچك مىباشد و كوچك او را صنوبر صغار و تنوب نامند . ثمرش مثل دل گوسفند و از آن بزرگ‌تر و مغز ثمر او با تلخى و سفيد و بىپردهء رقيق سرخ و قضم قريش ، عبارت از اوست و در سمنان ، كثير الوجود و راتيانج ، صمغ اوست . قسم مادهء بزرگ را صنوبر كبار گويند و در گيلان يافت مىشود و بسيار بزرگ و مغز ثمر او را به اصطلاح آنجا ، جلغوزه و درخت او را جلغوزه مىنامند و ثمرش به قدر بالنگى و مغز دانه‌هاى او مثل قضم قريش و باليده تر و شيرين است و در عراق ، جلغوزه ، مغز ميوه را مىدانند كه از بحرين آرند و ظاهراً انبه باشد ؛ چه در صفات ، مثل انبه است و درخت او به قدر درخت زردآلو و برگش هميشه انبوه و سبز و ثمرش به قدر شفتالو و مستطيل و در طعم ، شبيه به آن و مغز دانهء او دراز و باريك و با پرده سرخى كه ملاصق مغز بادام است ؛ به خلاف حب صنوبر كه بىپردهء [ سرخ ] و باليده و كوتاه‌تر