حرف الصاد
[ 3326 ]
صامريوما :
اسم سريانى و به عربى حشيشة العقرب نامند . كبير او را از يك بيخ ، چهار پنج ساق مىرويد و ساقهاى پر شعبه و برگش شبيه به برگ سيب و از آن كوچكتر و زغب دار و با خشونت و گلش لاجوردى و منحنى ، مثل دنبالهء عقرب و منبتش اراضى خشنه و صغير او را برگ ، كوچك و مدور و ساقش مفروش بر زمين و گلش لاجوردى و منبتش كنار آبها و جائى كه آب در او بسيار مانده ، بر طرف شده باشد و عصارهء گل هر دو را صاف نموده ، با صمغ عربى به جاى لاجورد استعمال مىنمايند و در كتابت و نقاشى بهتر از آن است و مستعمل از آن ، برگ و ساق و تخم آن .
در آخرِ دوّم ، گرم و در اولِ او ، خشك و مسهل بلغم و مرة السودا و ترياق سمّ عقرب و رتيلا و مدرّ حيض و مخرج جنين و محلّل و جالى و مطبوخ او با عسل و فانيد ، مسهل قوى و ضماد و شرب او ، رافع سموم بارده و بلع كردن سه عدد از دانه او قبل از نوبت تب بلغمى و چهار عدد جهت ربع و ضماد مسحوق او جهت قوبا و ثآليل و نقرس و التواى عصب و با شير جهت ورم حجاب دماغ اطفال و ثمر نوع صغير او با اندك نمك هندى يا نطرون جهت اقسام كرم و دو درهم از كبير او جهت اخراج حصاة ، نافع و تعليق بيخ كبير آن ، مسكّن درد گزيدن عقرب .
مضر سپرز و مصلحش عسل و شربتش تا دو درهم است .
« امين الدوله » ، درخت حبّ السمنة را صامريوما دانسته است .
[ 3327 ]
صابون :
از مخترعات « هرمس » است و طريق ساختن او آن است كه از قلى ، يك جزء و از آهك ، نصف آن ، نرم سائيده در ظرفى يا حوضى كرده با پنج مثل آن آب تا دو ساعت بر هم زنند و بايد سوراخى در آن ظرف بوده باشد و مسدود نموده ، بعد از ته نشين شدن ،