[ 3106 ]
شاهصينى :
عصارهء جامد و سياه صفايحى است و بر او ، نقشى شبيه به نفش خاتم و گويند عصارهء ريوند است و بعضى عصارهء حناى چينى دانستهاند و مايل به زردى او ، بهتر است و از بلاد هند خيزد .
مجفِّف و قابض و طلاى او جهت درد سر حارّ و اورام حارّه و ابتداى فتق و شرب او جهت دردسر و منع صعود بخار و ضعف معده و ذرور او جهت نزف الدم جراحات ، نافع و او ، غير تنزوى ختائى است .
[ 3107 ]
شاهسفرم :
ريحان سبز مايل به زردى . ريزه برگ هست و قسمى هم بزرگ برگ و سبز تيره .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و محلّل جميع اورام و منوّم و مفتّح سدهء دماغى و رايحهء او مانع و با و رافع دردسر محرورين و مسافرين و گريزانندهء هوامّ و جهت خفقان و ضعف معده و رياح غليظه و عصارهء او با شكر ، رافع درد سينه و ربو و سرفه و مضمضه و خائيدن او جهت قلاع و ضماد تر كردهء او با آب ، مبرّد و مقوّى اعضا و تخم او مقاوم سموم و بالخاصية ، معدل جميع امزجه و بو دادهء او ، قاطع اسهال و زحير مزمن ، خصوصاً كه در گلاب جوشانيده باشند و ضماد او بر چشم ، جاذب فساد آن .
قدر شربتش تا سه درهم و از عصاره و جرم او تا ده درهم و مداومت بوييدن او ، مضرّ دماغ و مصلحش نيلوفر و بدلش بادرنجبويه است .
[ 3108 ]
شادنج :
معرَّب از شادنهء فارسى است و به عربى حجر الدم نامند به جهت قطع كردن سيلان خون - نه آن كه در رنگ شبيه به خون باشد - . آن ، سنگى است در شكل ، شبيه به عدس و زود شكن و الوان مختلفه مشاهده شده . تيرهء مايل به سياهى را هندى گويند و سرخ را مصرى و آن ، بهترين اقسام است و بعد از آن ، زرد و ابلق و سفيد و زبونترين او ، خاكسترى رنگ تيره است . حقير ، نوع سفيد را در فيروز كوه و سرخ و زرد و ابلق را در حوالى خواررى و قسم هندى را در جبال قزوين مشاهده و تجربه نموده و قسمى كه مصنوع از مغناطيس محرق است ، سياه و زود شكن تر از معدنى مىباشد و در جميع افعال ، مثل معدنى است به خلاف مصنوع از حجر الخمار محرق كه اغبر و ثقيل الوزن است .
شادنج غير مغسول ، در اوّل ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و مغسول او در آخرِ اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و مغسول او ، مستعمل و قوتش تا بيست سال باقى است . مجفِّف و قابض