حرف الشين
[ 3105 ]
شاهترج :
معرَّب از شاهتره و دو نوع مىباشد : يكى را برگ ، بسيار كوچك و شبيه به گشنيز و گلش بنفش و يكى را برگ ، عريض تر و گلش سفيد و هر دو قسم را طعم ، تلخ و با اندك تندى و قبض و برگ او بهتر از ساير اجزاء است .
مركب القوى و در حرارت ، معتدل و در دوّم ، خشك - گويند در دوّم ، گرم است و « شيخ الرئيس » ، در اوّل ، سرد دانسته - . مفتّح سدهء جگر و مقوّى معده و مدّر مرار به بول و مسهل اخلاط ثلاثه ، خصوصاً سودا و مرهء محترقه وصاف كنندهء خون و باعث اشتها و خشك او در تقويت معده ، قوىتر و جهت امراض سوداوى و بلغم شور و تبهاى كهنه و با سركه جهت قى صفراوى و غثيان بلغمى و آب تازه او با تمر هندى جهت تنقيهء معده و امعاء و رفع قوبا و يرقان و جرب و حكّه و اكتحال عصارهء او جهت تقويت باصره و با صمغ جهت منع روييدن شعر منقلب كه كنده باشند و مضمضهء او جهت حرارت كام و زبان تقويت لثه و ضماد خشك او با حنا كه در حمام استعمال نمايند جهت جرب و حكّه ، مجرب و شستن سر با آب منقوع او جهت رفع قمل و ضنان - كه رشك باشد - و ابريه ، نافع و « ابن ماسويه » ، ضماد تازهء او را جهت گزيدن زنبور ، بسيار مؤثر دانسته است .
تخمش معتدل الحرارة و در افعال ، « محمد بن احمد » و « جالينوس » ، قوىتر از ساير اجزاء دانستهاند و گويند مضرّ شش است و مصلحش كاسنى .
قدر شربت از جرم او سه درهم تا پنج درهم و از آب او از سى مثقال تا شصت مثقال و در مطبوخ ، تا ده درهم و بدلش نصف وزن او سنا و دو ثلث ، هليلهء زرد است .
قسمى از گياه ، شبيه به شاهتره است و از آن ، تيره رنگ تر و برگش باريكتر و شبيه به افسنتين و گل او مايل به سياهى و بىمزه و با اندك بدبويى و قاتل گاو است و او ، غير شاهتره است و غير مستعمل است .