زياد او ، مضرّ دل و معده و امعاء و جگر و مورث تشنگى و كرب و غم و رافع اشتها و زياده از نيم درهم كشنده است .
ضماد او جهت بهق و برص و با روغن بادام جهت درد سر و با روغن زيتون جهت خراجات و با عسل جهت عرق النسا و با سركه جهت قوبا و صداع ضربانى و با زهرهء گاو و ترمس مطبوخ چون بر حوالى ناف طلا كنند جهت اطلاق نمودن اطفال و ضعيف الاحشاء ، مؤثر و بيخ او ، محرق و محلّل و ضماداً جهت برص و درد مفاصل و تحليل اورام ، نافع و ضماد برگ او در افعال ، ضعيفتر از بيخ او و فرزجهء جميع اجزاء او ، مخرج جنين و قاتل آن .
قدر شربتش از نيم دانگ تا دو دانگ و از برگش تا يك درهم و بدلش يك وزن و نيم او صبر زرد و نيم وزن او هليلهء زرد و گويند لاغيه ، بدل اوست و چون سقمونيا را با گلاب و آب سماق و به سائيده قرص كنند به همه جهت بىغائله است و خوردن دو مثقال از به كه در آن محموده را مشوى كرده باشند با قدرى بنفشه جهت جميع امراض صفراوى و رفع تبها ، مفيد و بىمضرّت است .
[ و از خواص اوست كه چون سائيدهء او را ، فرش و لحاف زيبق نموده در شد وصل بوته احتياط بليغ كنند او را عقد و منقاد كند و مجرب است ] .
[ 2873 ]
سقولوقندريا :
اسم يونانى حيوانى است مثل عنكبوت و پاهاى بسيار دارد و متأخرين ، او را ابو سبع و سبعين و متقدمين ، اربعه و اربعين ناميدهاند . از سموم است و طلاى مطبوخ بحرى آن در روغن زيتون ، سترندهء موى وجهت رفع حكّه ، نافع است .
[ 2874 ]
سقنقور :
حيوانى است شبيه به بزمجه و دنبالهء او دراز و دست و پا دار و « ابو القاسم عبد الرحمن تميمى » ، بيان فرمودهاند كه در بلاد هند مشاهده كرده به قدر دو ذرع ، سواى دنباله و عرضش زياده بر نيم ذرع و ملون به زردى و مؤلف شفاء الاسقام - خضر بن على مصرى - ، مخصوص بلد فيوم ديار مصر دانسته و اكثر اطبّا بيان نمودهاند كه در كنار نيل و قلزم و بلاد هند مىباشد و جنس آبى او معروف به ورل مائى و جنس برّى ، معروف مىگردد به ورل مطلق و مادهء او ، تخم را در ريگ سواحل پنهان مىكند . زياده از بيست عدد متكون مىگردد و پشت او ، ملون به زردى و سياهى و نر او را دو قضيب و مادهء او را دو فرج و خصيهء او شبيه به خصيهء خروس و در جوف كمرگاه او و در آب و در سواحل تعيش مىكند .